ادبستان
برای همه ی همکاران آرزوی سربلندی وموفقیت دارد . 
قالب وبلاگ

به نام حضرت دوست

نقد کتاب فارسی ششم ابتدایی

مریم نورمحمدی

نام دبستان: منتظرالمهدی

منطقه14

سال تحصیلی 92-91

1-متأسفانه برخی از متن­های کتاب برای دانش­آموزان خسته­کننده و بسیار طولانی می­باشد؛ مانند درس «داستان من و شما»

2- بعضی از دروس مانند درس چهارم (هفت خان رستم» دارای کلمات و اشعار مشکلی است که روان­خوانی دانش­آموزان قوی را هم دچار مشکل می­کند.

3- در متن بعضی از دروس غلط املایی به چشم می­خورد که انتظار می­رود لااقل در کتاب فارسی این غلط­های املایی را نبینیم. به طور مثال در درس هفت خان رستم از لغت«ستاش» به جای «ستایش» در پایان درس استفاده شده است.( و به ستاش یزدان می­پردازد)

4- قسمت­های یادآوری در پایان هر درس به طور خیلی مختصر عنوان شده است و نمی­تواند پاسخگوی نیاز دانش­آموزان در بخش مهارت­های نوشتاری باشد. نکات دستوری باید به صورت مفصّل­تری مطرح گردد تا   دانش­آموزان به طور کامل با ساختار جمله و .... آشنا شوند.

آوردن تعاریف روان و مثال­های خوب در این بخش توصیه می­شود.

5- اختصاص قسمتی از درس به کارگاه درس­پژوهی کاری نو می­باشد که بسیار مورد علاقه­ی دانش­آموزان است و تنوّعی به کلاس فارسی می­بخشد.

متأسفانه به جهت محدودیت وقت و حجم زیاد و سنگین این کتاب و مطالب متنوّع آن فرصت نمی­شود در این بخش معلّم و دانش­آموز تمامی مراحل کار را انجام دهند.

6- در کتاب (مهارت­های نوشتاری) که باید مکمّل کتاب فارسی باشد، متأسفانه به لغات جدید درس، مترادف­ها و خودارزیابی به هیچ عنوان توجّه نشده است و طبق روال گذشته نسبت به جای خالی جهت پاسخ توجّه نشده است؛ گاهی برای چند کلمه پاسخ، چند خط جا گذاشته و گاهی (مخصوصا جدول­ها)با کمبود جا مواجه هستیم.

7- سؤالات خسته­ کننده و کلافه­ کننده در این کتاب بسیار به چشم می­خورد که دانش­آموزان می­گویند:«این­ها چه سؤالاتی است؟»

با تشکر فراوان

 

[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 ] [ 19:45 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

اهداف درس پژوهی :

الف1- گسترش فرهنگ یادگیری در مدارس 2-فراهم کردن محیط یادگیری معلمان از یکدیگر 3- ارتقا دانش حرفه ای معلمان 4- بازاندیشی در رفتار خود 5- مشارکت در تحول مستمر آموزش .

ب: 1- درس پژوهی مدلی اثربخش برای پژوهش در مدرسه 2- یادگیری چگونه از همدیگر بیاموزند 3- سهیم بودن در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر4- بازاندیشی در رفتارهای آموزشی و رسیدن به راههای بهتر برای یاد دادن و یاد گرفتن 5- تولید دانش حرفه ای

پ: با درگیر ساختن معلمان در فرایند تبیین مساله ، طرح نقشه ، عمل ، مشاهده ، بازاندیشی (بازنگری) فرهنگ مشارکتی حرفه ای را ارتقا می دهد.

ت: کمک به تغییر در فرهنگیان مدرسه ، ایجاد و توسعه دادن محیطی انعطاف پذیر برای دستیابی به یادگیری سازمانی

ث: احساس مسئولیت بیشتر در اداره مدرسه ، عاملی برای فراهم آوردن یادگیری از خود از طریق مشاهدهِ بازاندیشی در عملِ انجام شده و خود ارزیابی

ج: تشویق معلمان به همکاری با محققان در حمایت از ترویج فکر سیستماتیک و تفکر انتقادی ، توجه اصلی معلمان به فرایند یاد دهی ، یادگیری ، و ایجاد علاقه بیشتر معلمان در زمینه توجه به یادگیری شاگردان در کلاس درس

چ: کمک کردن در محیطی شوق انگیز و مسئوولانه به بهسازی فرهنگ مدرسه ، ارتقا ظرفیت خود برای تبدیل شدن از نقش آموزگار به یادگیرنده و رهبری فرایند یادگیری تغییر دهند. حمایت از رهبری آموزشی در ایجاد تفکر نوآورانه و غنی سازی یادگیری ، توسعه مهارتهای خود به عنوان رهبران تحول در مدرسه ، تولید دانش حرفه ای ،گسترش فرهنگ یادگیری ، رهبری اثربخش از طریق توسعه مشارکت ،همکاری و بازاندیشی گروهی .

ح: درک عمیق تر مدیران آموزشی از درس پژوهی ، بکارگیری استراتژی های اثربخش تر در ارتقای مدیریت آموزشی ،تغییریاددهنده به یادگیرنده ،تبدیل مدرسه از مکان آموزش به جایی برای یادگیری متحول می سازد ، مدرسه را به مثابه سازمان یادگیرنده بازسازی می کند.

مراحل درس پژوهی :


۱-تبیین مساله و انتخاب موضوع

دانش آموزان در درک کدام مباحث و دروس مشکل دارند ؟

یافتن روشی برای انتقال یک مفهوم جدید در کلاس درس

یک سوال جزیی ( بهبود فهم دانش آموزان از چگونگی جمع کردن کسرهایی با مخرج های نامساوی )

الزامات تبیین مساله

طرح مبانی نظری موضوع

بهره گیری از یافته های پژوهشی

توجه به ویژگی ها و شرایط خاص مساله

۲-برنامه ریزی درس پژوهی 

 ضرورت و اهمیت پرداختن به موضوع (از طریق درس پژوهی )

 کاربردهای عملی و نظری

 تهیه و تدوین الگوی طرح درس (مبتنی بر روشهای فعال تدریس)

تعیین اعضای گروه (5نفر)وظایف و مسئولیت ها و نقش هریک

امکانات مورد نیاز برای مجری درس ،زمان انجام ،فیلمبردار،تعیین دبیر تیم و...

تهیه طرح درس توسط گروه

۳-آموزش درس بر اساس برنامه و طرح درس تنظیم شده انجام گردد

تعیین تاریخ تدریس ، نشستن معلمان هنگام تدریس در عقب کلاس

انجام فیلمبرداری توسط یک نفر

یک نفر تدریس معلم را بر اساس طرح درس تعیین شده نظارت می کند.

یک نفر واکنش ها ، عملکرد دانش آموزان را زیر نظر دارد و ضمن تهیه گزارش میزان علاقه و فعالیت های آنان را زیر نظر دارد.

۴-ارزشیابی تدریس و بازتاب تاثیر آن در برنامه ریزی مجدد درس

اظهار نظر معلم مجری طرح درس در مورد تدریس خود ،بیان نظر خود درباره ی چگونگی اجرای درس و مسائل عمده آن بعد معلمان عضو گروه با دیدی انتقادی درباره ی قسمت هایی از درس که از نظر آنان مشکل داشته حرف می زنند. تمرکز بر درس است نه معلمی که آنرا آموزش داده درس محصول گروه است و همه اعضا در مورد نتیجه برنامه خود احساس مسئولیت می کنند و در واقع از خود انتقاد می کنند. دبیر تیم تمام نقطه نظرات را یادداشت می کند.

۵-تجدید نظر در تدریس

معلمان گروه درس پژوهی با توجه به مشاهدات و بازخوردها در درس تجدیدنظر می کنند(مواد آموزشی ، فعالیت ها، سوال ها و . . . )

یک سوال اساسی چگونه می توان برنامه را بهتر اجرا کرد ؟

با توجه به مشاهدات و یادداشت های معلمان ، واکنش های دانش آموزان و نظرات معلم مجری ،در طرح درستجدید نظر می شود.

ممکن است ( روش تدریس ،فعالیت ها ، سوال ها، مسائل مطرح شده ، مواد و رسانه انتخاب شده یا همه اجزای درس ) تغییر کند تا در دور بعد تدریس نتایج بهتری عاید شود.

۶-آموزش درس تجدید نظر شده

درس تجدید نظر شده یک بار دیگر با رفع نواقص و بر اساس اصلاحات انجام شده تدریس می گردد .

(تدریس نهایی)

این تدریس ممکن است توسط همان معلم و در همان کلاس یا توسط یکی دیگر از اعضای گروه و در همان کلاس یا در مکانی دیگر تدریس شود.

در این مرحله اعضای شورای معلمان در تدریس حضور دارند .(ممکن است تعداد معلمان و اعضای گروه بیشتر از دانش آموزان باشد.)

۷-ارزشیابی و باز اندیشی سوال

این مرحله از درس پژوهی که در جلسه مطرح می شود . چه چیزی از درس پژوهی و اجرای آن آموخته شد ؟

یادگیری و فهم دانش آموزان و مساله ای که به خاطر آن پژوهش انجام شد در این مرحله بررسی می شود و تیم از خود می پرسند تا چه اندازه خوب عمل کردیم. بطور کلی میزان تحقق اهداف بیان می شود .

در این مرحله ممکن است از افرادی مانند معلمان مجرب ، مولفان کتب درسی ، اساتید دانشگاه ، انجمن های علمی مرتبط با موضوع درس پژوهی دعوت به عمل آید. همه اعضای شورای معلمان به همراه یک فرد متخصص خارج از مدرسه تدریس را نقد و بررسی و تغییراتی پیشنهاد می کنند.

۸-سهیم شدن در نتایج و دستاوردها

نوشتن گزارش پایانی (تشریح فرایند درس پژوهی و یافته ها همراه با مستندات ، گزارش ها ، فیلم ها ، عکس ها ، صورت جلسات ، نقطه نظرات معلمان و دانش آموزان و اولیا )

بازدیدهای افراد متخصص و مسئولین ؛ بازدیدهای معلمان از مدارس یکدیگر ؛ تبادل تجربیات


 منبع :

1- استیپانک و همکاران (1389) << درس پژوهی راهنمایی عملی برای مدیران و معلمان >> ( ترجمه رضا ساکی و داریوش مدنی ) تهران ، حکمت علوی ، چاپ اول


[ سه شنبه پنجم دی 1391 ] [ 15:52 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

 قابل توجّه دبیران محترم ادبیات شهر تهران


نتایج آزمون آنلاین (برخط) در سایت کیفیت بخشی ادبیات بوشهر


اعلام شده است. همکاران محترمی که به 60درصد سؤالات پاسخ


داده اند به مرحله ی کشوری راه یافته اند. جهت اطلاع از نتایج به


آدرس:www.iteacher.ir مراجعه کنند.

[ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 ] [ 19:42 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]
همکاران گرامی لطفا در زمینه های زیر ما را

یاری نمایید
 


1- ارائه ی راهکار خلاقانه در تدریس فارسی،املا و انشای فارسی بر اساس طرح

رویکرد تربیتی-فرهنگی به صورت جزوه و سی دی


2- برگزاری مسابقات دانش آموزی در سطوح آموزشگاهی، منطقه/ شهرستانی و استانی


در زمینه ی گوناگون مرتبط با درس ادبیات فارسی شامل: روان خوانی،المپیاد

ادبی،شعرخوانی و مشاعره و .... و ارسال گزارش مستندات پیرامون آن


3- تهیه ی فیلم از تدریس خلاقانه در فضای کلاس یا بیرون از کلاس: حیاط مدرسه ،



کتاب خانه و .....


4- ارسال مستندات پیرامون بازدید از کلاس درس همکاران در مناطق در قالب

گزارش،عکس، فیلم و ....

5- ارسال گزارش برگزاری کارگاه آموزشی و کلاس های ضمن خدمت جهت ارتقای علمی

دبیران ادبیات

6- انتخاب و ارسال انشاهای برگزیده و داوری شده در محیط wordبا قلم نازنین در


سایز

16

7- همکاری و تعامل با پایگاه کیفیت بخشی اددبیات مستفر در استان بوشهر

 

[ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 ] [ 19:41 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]
به نام خدا
با عرض سلام خدمت تمامی ادب دوستان و همکاران محترم
به اطلاع می رساند آزمون برخط ( online  ) ادبیات فارسی دوره راهنمایی تحصیلی  در روز چهارشنبه 15 آذر ماه از ساعت  14 الی 20  در سایت http://pkak.hoomad.irبرگزار می گردد.
 
لطفا موارد زیر را با دقت مطالعه نمایید.
 
1-      آزمون در راس ساعت مقرر برگزار خواهد شد و تحت هیچ شرایطی تمدید نخواهد شد.
2-     شماره پرسنلی نام کاربری داوطلب و شماره شناسنامه و در صورت عدم ارسال آن اگر شماره ملی ارسال شده باشد شماره ملی رمز ورود شما خواهد بود. لطفا جهت اطمینان از ارسال مشخصات دقیق خود طبق بخشنامه مندرج در سایت با سرگروه استان تابعه تماس حاصل نمایید.
3-      داوطلبان می بایست 30 ( سی )  سوال را در 20 ( بیست ) دقیقه پاسخ دهند.
4-     هر دواطلب که بتواند به شصت درصد سوالات پاسخ صحیح دهد به مرحله کشوری راه خواهد یافت
5-     آزمون نمره منفی ندارد.
6-     مکان برگزاری آزمون به عهده داوطلب است.
 داوطلبان عزیز توجه نمایند، ورود به اینترنت در ساعات آغازین راحت تر و در ساعت بین 17 الی 18 به دلیل ترافیک بالای کاربری سخت تر خواهد بود؛ لذا برای راحتی و آرامش خاطر خود بهتر است در همان ساعات اولیه اقدام به شرکت در آزمون نمایید.
با آرزوی موفقیت برای شما همکاران ارجمند
با تشکر
پایگاه کیفیت بخشی ادبیات فارسی کشور
 
[ سه شنبه چهاردهم آذر 1391 ] [ 11:9 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

قابل توجه همکاران عزیر

گروه ادبیات


همکار گرامی در تاریخ 91/9/15 با مراجع به سایت


زیردر  مسابقه online استان بوشهر شرکت نمایید



تا شما هم به ره یافتگان منطقه راه پیدا کنید.


www.tehrangam.com بخش خبر  گروه
ادبیات راهنمایی


لازم به ذکر است  شما می توانیدمنابع


آزمون که بصورت دو فایل PDF است را


هم اکنون از آدرس بالا


دانلود کنید.


با آرزوی موفقیت شما عزیزان


مزیدی


[ شنبه چهارم آذر 1391 ] [ 13:53 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

قابل توجه همکاران عزیر

گروه ادبیات


همکار گرامی در تاریخ 91/9/15 با مراجع به سایت


زیردر  مسابقه online استان بوشهر شرکت نمایید



تا شما هم به ره یافتگان منطقه راه پیدا کنید.


www.tehrangam.com بخش خبر  گروه
ادبیات راهنمایی


لازم به ذکر است  شما می توانیدمنابع


آزمون که بصورت دو فایل PDF است را


هم اکنون از آدرس بالا


دانلود کنید.


با آرزوی موفقیت شما عزیزان


مزیدی


[ شنبه بیست و هفتم آبان 1391 ] [ 19:56 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

نشاني پايگاه کيفيت بخشي ادبيات فارسي دوره راهنمايي کشور مستقر در استان بوشهر

 پايگاه کيفيت بخشي ادبيات فارسي دوره راهنمايي کشور  مستقر در استان بوشهر

www.pkak.ir


[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 20:22 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

فراخوان مقاله ادبيات فارسي

  موضوع : فراخوان مقاله برای نشر در گاه­نامه صریر

   سلام عليكم؛

با احترام، به اطلاع می­رساند، پایگاه کیفیت بخشی درس ادبیّات فارسی دوره راهنمایی تحصیلی، مستقر در  گروه­های آموزشی استان بوشهر در نظر دارد فراخوان مقاله و یافته­های نوین آموزشی را  جهت درج در کاه­نامه صریر  برگزار نماید.

 محورها:


- نقد، بررسی و تحلیل محتوای کتب فارسی دوره راهنمایی
- کاربرد شیوه­­های نوین یاددهی، یادگیری ادبیات فارسی دوره راهنمایی
-  نقد و تحلیل شیوه­های ارزشیابی موجود و ارائه استانداردهای ارزشیابی مناسب
 - ارائه تجربه­های علمی و ابتکاری در آموزش درس املا و انشا
-  طرح­ها و ایده­های جدید و نوآورانه در فرایند آموزش مطالب کتاب
 - آسیب شناسی دروس آزاد
 - ارائه خاطرات و تجربه­های آموزشی و تربیتی
 - بررسی فلسفه ی وجودی یک درس و نقد محتوای آن
 - ارائه ره یافت های جدید در آموزش مهارت­های زبانی
-  بررسی گره گاه­های کتاب ادبیات فارسی

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 20:21 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

شيوه نامه ي آزمون برخط
با عرض سلام خدمت همكاران و ادب دوستان عزيز
پايگاه كيفيت بخشي ادبيات فارسي راهنمايي كشور در راستاي اجراي برنامه ي عملياتي خودو افزايش
مهارت هاي حرفه اي معلمان در سال تحصيلي 92-91 اقدام به برگزاري مسابقه ي برخط –  onlineدبيران ادبيات فارسي راهنمايي مي نمايد.
زمان اجرا:
91/9/15
مرحله ي استاني
91/12/16
مرحله ي كشوري:

(این منابع در بخش اخبار ادبیات دوره راهنمایی سایت WWW.tehrangam.ir موجود می باشد .)

منابع آزمون

الف) مرحله ي استاني:

-1 راهنمای عملی روش های فعال و اكتشافی در آموزش منوچهر فضلی خانی نشر: نوین
-2 روش های نوین یاد دهی – یاد گیری و كاربردهای آن در آموزش برنامه درسی
مولفان: فریدون اكبری شلدره ای – دكتر حسین پور مقدم فاطمه صفری علیزاده نشر: فرتاب
ب: مرحله ی كشوری:
-1 اندازه گیری سنجش و ارزشیابی آموزشی ویرایش ششم دكتر علی اكبر سیف نشر: دوران
-2 انواع ادبی سیروس شمیسا نشر: فردوسی
شرایط اجرای آزمون:
-1 برگزاری آزمون در هر دو مرحله به عهده ی پایگاه كیفیت بخشی می باشد
-2 شماره ی پرسنلی دبیران شركت كننده در آزمون به عنوان رمز ورود و به سامانه ی آزمون مورد استفاده قرار
خواهد گرفت.
-3 تعداد سؤالات در هر مرحله 60 عدد و مدت زمان پاسخ و گیی به آن ها 50 دقیقه می باشد.
-4 جهت برگزیدگان نهایی (مرحله ی كشوری) آزمون، تقدیرنامه از طرف اداره كل آموزش و پرورش استان
بوشهر صادر خواهد شد.
-5 سر فصل های آزمون كشوری بعد از اجرای مرحله ی استانی، متعاقبا اعلام خواهد شد.
عنوان منبع مؤلف صفحاتسر فصل ها و صفحات منابع استانی روش های نوین یاد دهی و یادگیری فریدون اكبری شلدره ای و دیگران
فصل اول: نظریه های یاددهی – یادگیری و كاربرد آن ها39- نظریه یگشتالت 47
82- نظریه یدیویی، گانیه و برونر 90
فصل دوم: الگو های یاددهی و یادگیری
98- الگوی عمومی تدریس 111
121- الگوی دریافت مفهوم 127
146- الگوی آموزشی پیش سازمان دهنده 155
218- الگوی طرح درس روزانه 229
فصل سوم: روش های یاد دهی – یادگیری
233- مقدمه تا ابتدای روش اكتشافی 239
263- روش ایفای نقش 265
265- روش تدریس مبتنی بر ایفای نقش 271
راهنمای عملی روش های فعال و اكتشافی در آموزش منوچهر فضلی خانیفصل اول
15- تعریف و ابعاد یادگیری 35
فصل سوم: نگاهی به روش های فعال و اكتشافی
95- روش بارش مغزی 105
193- روش بدیعه پردازی 197


 

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 20:18 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]
شيوه نامه ي ارزش يابي فارسي دوره ي راهنمايي
ارزش يابي آزمون هاي مستمر و پاياني درس هاي فارسي(مهارت خواندن و كاربست ريز
مهارت هاي خوانداري انشا (مهارت نگارش و خلاّقيت هاي نوشتاري ) و املا (مهارت درست
نويسي و توانايي تشخيص شكل هاي نوشتاري ( منطبق با مصوبه ي شوراي عالي آموزش و
پرورش و آيين نامه ي ارزش يابي دوره ي راهنمايي به شرح زير است:
-1 خواندن فارسي: شفاهي - عملي ( 20 نمره)
ارزش يابي تكويني : 20 نمره
آزمون تكويني (مستمر) مي تواند شامل موارد زير باشد: روخواني متن با رعايت آهنگ و لحن ،
درك مطلب، خود ارزيابي، دان ش هاي زباني و ادبي،كارگروهي، حفظ شعر ، مطالعه و كتاب خواني و
پژوهش،توانايي در سخنوري و فنّ بيان،پاسخ به فعاليت ها و تمرين ها، شعرخواني و روان خواني.
يادآوري : نمره ي هر يك از ريزموادهاي بالا به تشخيص معلمّ و متناسب با شرايط كلاس و درس
تعيين مي شود.
ارزش يابي پاياني : 20 نمره
( - خواندن: 10 نمره ( روخواني 5 + درك مطلب 5
- شناخت واژگان در جمله: 3نمره( مترادف، مخالف ، شبكه ي معنايي( شامل مراعات نظير،ارتباط
معنايي زنجيره ي واژگان)
- دانش هاي زباني و ادبي : 5 نمره (دانش زباني 2+ دانش ادبي 2 + تاريخ ادبيات 1 نمره)
- حفظ شعر: 2 نمره
(20+20=40:2 = *نمره ي نهايي :ميانگين ارزش يابي تكويني و پاياني ( 20
يادآوري : در هر نوبت به دلخواه دانش آموز ، فقط يك شعر حفظي خواسته شود.
-2 املاي فارسي: كتبي ( 20 نمره)
- ارزش يابي تكويني : 20 نمره
20 نمره (املاي تقريري تقسيم بر دو + 10 نمره فعالي ت هاي املايي بخش نوشتن)
- ارزش يابي پاياني : 20 نمره
20 نمره (املاي تقريري تقسيم بر دو+ 10 نمره فعاليت هاي املايي بخش نوشتن)
(20+20=40:2 = * نمره ي نهايي: ميانگين ارزش يابي تكويني و پاياني( 20
يادآوري : در املاي تكويني مي و تان از درس هاي پيشين و حتيّ ديگركتاب هاي درسي همان
پايه نيز املا گفت .
-3 انشاي فارسي ( 20 نمره)
- ارزش يابي تكويني : 20 نمره
10 نمره انشا + 10 نمره فعاليت هاي نگارشي بخش نوشتن
- ارزش يابي پاياني : 20 نمره
10 نمره انشا + 10 نمره فعاليت هاي نگارشي بخش نوشتن
*نمره ي نهايي:ميانگين ارزش يابي تكويني و پاياني(يعني:ارزش يابي تكويني: 20 نمره+
( ارزش يابي پاياني 20 نمره ، تقسيم بر دو = 20
در ارزش يابي انشا به موارد زير توجه شود:
-1 رعايت نظم منطقي و پرورش موضوع
-2 به كارگيري درس  ت نكته هاي نگارشي، دستوري و املايي
-3 أ تكيد و توجه به استفاده از جمله هاي نو و خلاّقانه در انشا
-4 توانايي بهره گيري از عنصر توصيف
-5 به كارگيري واژگان مناسب و تعبيرها و تركيب هاي خوش ساخت
-6 استفاده از آيات و روايات متناسب با موضوع
-7 به كارگيري امثال و حكم و اشعار مناسب
-8 بهره گيري از آرايه ها و عناصر زيبايي سخن
-9 پيراسته، ويراسته و پاكيزه نويسي و....
در صورت برخورداري نوشته از فضاي خلاّقانه و نگاه نو مي توان از برخي كاستي هاي ظاهري و
كم اهميت مانند نشان هگذاري ها و خط خوردگي ها چشم پوشي كرد.
به نقل از : گروه زبان و ادبيات فارسي دفتر برنامه ريزي و أ تليف كتاب هاي درسي

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 20:15 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

منابع آزمون برخط (آنلاین)

1- راهنمای عملی روش های فعال و اکتشافی در آموزش

نویسنده : منوچهر فضلی خانی

نشر: نوین

2- روش های نوین یاد دهی – یاد گیری و کاربردهای آن در آموزش برنامه درسی

مؤلفان: فریدون اکبری شلدره ای - دکتر حسین پورمقدم - فاطمه صفری علیزاده 

نشر: فرتاب

3- اندازه گیری سنجش و ارزشیابی آموزشی  (ویرایش ششم ) 

نویسنده: دکتر علی اکبر سیف

نشر: دوران

[ چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 ] [ 20:10 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

                                         «به نام خداوند جان و خرد»                                    2/8/1390

زدل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن     از این یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن

شیوه نامه ارزشیابی پیشنهادی درس املا و نگاش دوره راهنمایی تحصیلی

      در جلسه ای که با حضور سرگروه های درس زبان و ادبیّات فارسی استان های کشور در محلّ همایش پایگاه کیفیت بخشی این درس، در استان بوشهر برگزار گردید، شیوه نامه ی پیشنهادی ارزشیابی و بارم بندی درس نگارش و انشا و نیز درس املای فارسی، به شرح زیر مورد توافق سرگروه های استانی کشور قرار گرفت. امید است دفتر تألیف و وزارت متبوع، پس از بازنگری، در صورت صلاحدید نسبت به ارسال آن به ادارات کل آموزش و پرورش  سراسر کشور اقدام فرمایند.

بارم بندی درس انشا و نگارش

الف)بارم بخش سئوال های نگارشی (10 نمره ) :

1-     طرح سئوال از کادرهای رنگی نگارش بخش پایانی نوشتن                        2 نمره

2-    معنی و مفهوم متون نظم یا نثر                                                           1 نمره

3-    سئوال های نگارشی بخش نوشتن شامل موارد پیشنهادی ذیل:                      7 نمره

-         جمله سازی با ترکیب های و واژه های زیبا و نشانه گذاری جمله ی مربوطه

-         کامل کردن عبارت های ناتمام در چند جمله یا سطر

-         نوشتن یک بند از دریافت یک تصویر

-          کاربرد مناسب نشانه های نگارشی در یک عبارت

-         تبدیل یک جمله ی زبانی به ادبی و بالعکس

-         آوردن صفات مناسب برای واژه ها

-         نوشتن معادل کلمات مصوّب فرهنگستان

-         و ...

تذکر: لطفا در نوشتن جمله های ناتمام یا تصویر نویسی حتما تعداد جملات و ارتباط معنایی آن ها با هم همراه با نشانه گذاری ذکر شود. و بارم بر اساس موارد خواسته شده تنظیم گردد.

ب) نوشتن موضوع انشا با رعایت معیارهای انشا نویسی با توجه به شیوه نامه ی ارزشیابی درس ادبیات فارسی به شماره   24378/1/101  تاریخ 25/8/89                10 نمره

بارم املای فارسی

الف) بخش سئوال های املایی (10 نمره )

-         یافتن غلط های موجود در متن و نوشتن شکل صحیح آن. ( ارزش هر واژه تصحیح شده 5/. نمره)   2 نمره

-         طرح سئوال از کادرهای رنگی املایی بخش پایانی نوشتن.                                                  2 نمره

-         جمله سازی (ساختن جمله ها با کلماتی که بار املایی دارند.)                                              1 نمره

-         ساختن واژه های معنی دار از حروف به هم ریخته.                                                            1 نمره

-         انتخاب شکل صحیح املای واژه با توجّه به معنای جمله.                                                     1 نمره

-         انتخاب شکل صحیح املای واژه ها با توجّه به معنای کلمه.  ( هر مورد 25/0 نمره )                    1 نمره

-         تکمیل شکل ناقص واژه هایی که بار املایی دارند.                                                            1 نمره

-         طرح سئوال با توجّه به روابط واژگانی(مترادف، هم آوا، هم خانواده، متضاد و ...)                        1 نمره

ب) متن املای تقریری     10 = 2 : 20 

- متن املا از آسان به مشکل طرح گردد

- متن املا از 3 تا 5 بند و بین 9 تا 12 سطر باشد که حداقل 10 تا 12 واژه ی جدید کتاب را در بر بگیرد.

 

 

 

 

 

[ چهارشنبه هفدهم آبان 1391 ] [ 14:46 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

روياي فردوسي :


يك شب در همين انديشه به خواب رفتم. در خواب ديدم كه شمع درخشنده اي از ميان آب برآمد و روي گيتي را كه چون لاجورد تيره بود، چون ياقوت زرد روشن كرد. آنگاه تخت پيروزه اي پيدا شد كه شهرياري تاج بر سر چون ماه درخشان بر آن نشسته بود. سپاهش تا دو ميل صف بسته بودند و بر دست چپش هفتصد ژنده پيل ايستاده و وزيري پاك نهاد در پيش شاه به خدمت، كمر بسته بود. من از ديدن شاه و سپاهيان و ژنده پيلان خيره شدم و از نامداران درگاه پرسيدم آنكه چون ماه بر تخت نشسته است كيست؟ گفتند:

«
محمود جهاندار است كه ايران و توران در فرمان اوست و از كشمير تا درياي چين مردم ثناگوي اويند. تو نيز كه سخن سرايي ، آفرين گوي او باش

بيدار شدم و از جا جستم و زماني دراز در آن شب تيره بيدار بودم. با خود گفتم اين خواب را بايد پاسخ بگويم. پس به نام فرخنده شهريار، محمود غزنوي، به نظم شاهنامه دست بردم.

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 10:11 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

سبک خراسانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سبک خراسانی، سبک و شیوهٔ شاعران خراسان و ماوراءالنهر است.


ادوار سبک خراسانی 

در این سبک، سه دوره را می‌توان مد نظر قرار داد:

  • دورهٔ تکوین
  • دورهٔ سامانی
  • دورهٔ غزنوی و اوایل دورهٔ سلجوقی

ویژگی‌های سبک خراسانی

از ویژگی‌های سبک خراسانی - که به سبک ترکستانی هم معروف است- می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. آثار این سبک بر قیدها و سنّت‌های لفظی و صوری تکیه دارد.
  2. این آثار از تسلسل‌های منطقی معانی و شکوه الفاظ برخوردار است و به‌صورتی متین، واقعیت را به شکل دستگاهی منظم و قابل قبول نمایش می‌دهد.
  3. این سبک کمی قبل از سدهٔ چهارم تا سدهٔ ششم هجری قمری رواج داشت و پس از آن هم ادامه یافت.
  4. تشبیهات این دوره اغلب حسی است و فاقد پیچیدگی.

اشعار این سبک از حیث نوع، بیشتر قصیده و از لحاظ لفظ، ساده، روان و عاری از ترکیبات دشوار بوده و واژه‌های عربی در آن اندک است. از لحاظ معنی نیز صداقت و صراحت لهجه، تعبیرات و تشبیهات ملموس، از اختصاصات مهم این سبک است.

مضمون 

مضمون بیشتر اشعار این سبک، وصف طبیعت و مدیحه و شرح فتوحات پادشاهان و گاه پندو اندرز بوده است.

نمونه:

مرا بسود و فروریخت هرچه دندان بود
نبود دندان، لا، بل چراغ تابان بود
سپید سیم رده بود و درو مرجان بود
ستارهٔ سحری بود و قطرهٔ باران بود
دلم خزانهٔ پر گنج بود، گنج سخن
نشان نامهٔ ما مهر و شعر عنوان بود
همیشه شاد و ندانستمی که غم چه بود
دلم نشاط و طرب را فراخ میدان بود


از صاحبان سبک این دوره می‌توان به شاعران زیر اشاره کرد:

رودکی، شهید بلخی، ابوشکور بلخی، منجیک ترمذی، کسایی مروزی، دقیقی طوسی، فردوسی، عنصری بلخی، فرخی، غضایری رازی، عسجدی، منوچهری دامغانی، فخرالدین اسعد گرگانی، مسعود سعد سلمان، امیر معزی، ابوالفرج رونی، ناصر خسرو و سنایی غزنوی

[ جمعه یکم مهر 1390 ] [ 9:48 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]
سیاوش یا سیاووش یا سیاوخش (صورت پهلوی آن هم سیاوخش است) از شخصیتهای معصوم شاهنامه و فرزند پهلوان و برومند کاووس است. صورت اوستایی این نام سیاورشن به معنی دارندهٔ حیوان (اسب) نر سیاه است. در شاهنامه نیز اسب سیاوش با صفت شبرنگ*[۱] (به رنگ شب = سیاه) آمده است.

همسران سیاوش

سیاوش نخست با دختر پیران ویسه به نام جریره ازدواج کرد . سپس به پیشنهاد پیران با دختر افراسیاب به نام فرنگیس ازدواج کرد .


فرزندان سیاوش 

حاصل ازدواج سیاوش و جریره پسری است به نام فرود . فرزند سیاوش و فرنگیس پسری است به نام کیخسرو .

اشک سیاوش

گل لاله واژگون در پاوه و اورامانات و برخی دیگر از مناطق ایران به نام گل اشک سیاوش نامیده می‌شود. گویند این گل در آن زمان که گلوی سیاووش پاک‌نهاد با تیغ تیز گرسیوز خونریز، آن پلید دژخیم بدنهاد، آشنا می‌شد، شاهد ماجرا بود. از پس آن اندوه، گلگونه رخ، سر به زیر افکند تا آرام آرام اشک بریزد بر بیگناهی سیاووش.

چو سرو سیاوش نگونسار دید
سراپرده دشت خونسار دید
بیفکند سر را ز انده نگون
بشد زان سپس لاله واژگون

لاله واژگون یا لاله نگونسار، در نقش سرستون‌های ساسانی‌ها هم در موزه طاق بستان در کنار نقش پادشاه ساسانی دیده می‌شود.

پانویس 

  1. ^  صفا ۵۱۱.
  2. ^  مثلاً در چنین گفت شبرنگ بهزاد را / که فرمان مبر زین سپس باد را («داستان سیاوش» ۱۰۷)

منابع

[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 20:34 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]




خلاصه داستان سیاوش و سودابه در شاهنامه

سیاوش از ازدواج زنی از سلاله گرسیوز با کیکاووس زاده شد. کیکاووس، سیاوش را به رستم سپرد؛ رستم، در زابلستان، سیاوش را آیین سپاه راندن و کشورداری آموخت. چون سیاوش از زابلستان به کاخ پدر بازآمد، کاووس وی را نواخت و به شادی آمدن فرزند جشنی برپا کرد. سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس، شیفته سیاوش شد چنان که در نهان، پیکی به سوی سیاوش فرستاد و او را به شبستان شاهی فراخواند؛ سیاوش نپذیرفت. روز دیگر، سودابه نزد شهریار رفت و از وی دستوری خواست که سیاوش را به شبستان بفرستند تا وی از میان دختران همسری برای خود برگزیند. سیاوش، به ناچار به شبستان رفت. در بار سوم، سودابه، سیاوش را به نزد خویش فراخواند اما سیاوش برآشفت و به تلخی از آنجا برخاست. سودابه، کاووس را باخبر کرد و سیاوش را متهم ساخت. کاووس، در این اندیشه بود که سیاوش را به کیفر گناه بکشد اما در آزمایش، شاه نخست جامه و دست سودابه را بویید و در آن بوی شراب یافت و در دست و بر سیاوش، بوی گلاب به مشامش رسید؛ و دانست که سودابه به ناراستی سخن گفته است و پسرش بی‏گناه است. خواست که سودابه را بکشد، از شاه هاماوران اندیشه کرد که به کین‌خواهی برخیزد؛ پس به سخن موبدان، آتشی برپا کرد که گناهکار را از بی‏گناه جدا سازد؛ سیاوش در این آتش رفت. سیاوش، این آزمایش را پذیرفت؛ و روز دیگر در آتشی که کاووس آماده کرده بود، با اسب شبرنگ خویش که بهزاد نام داشت، وارد شد و تندرست از آن بیرون آمد. چون شاه خواست سودابه را بکشد، سیاوش وساطت کرد و او را از این کار مانع شد.


[ چهارشنبه سی ام شهریور 1390 ] [ 20:29 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]


سیاوش در شاهنامه

افراسياب كشور پهناوري را تا چين به سياوش سپرد. سياوش شاد گشت و با فرنگيس و پيران روان شدند تا به مكاني رسيد كه از سويي به دريا و از سوي ديگر به كوه راه داشت. آنجا را براي بناي عظيمي سزاوار دانست و فرمود تا كاخ و ايوان با شكوهي بنا كنند. پس از رنج بسيار گنگ دژ ساخته شد. بنايي بوجود آمد كه در شكوه و عظمت و خرمي و صفا بينظير بود.

سياوش روزي با پيران به كاخ رفت و آن را از هر جهت آراسته ديد. چون برگشت, ستاره شناسان را خواست, از ايشان پرسيد كه آيا از اين بناي با شكوه بختش به سامان مي‌ رسد يا دل از كرده پشيمان مي شود. اختر شناسان آن را فرخنده ندانستند.  سياوش دل غمگين داشت و از آيندﮤ بد, تيره و دژم گشت. اين راز را با پيران درميان گذاشت كه اين كاخ و سرزمين آباد به ديگر كسان مي رسدو خود از آن بي بهره خواهد ماند. پيران آرامش كرد و چون به شهر خود بازگشت مدتها از آن كاخ و دستگاه با افراسياب سخن گفت. افراسياب كه از اين خبر شاد گشت هر چه از پيران شنيده بود با گرسيوز در ميان نهاد و او را به رفتن نزد سياوش و ديدن آن دستگاه وا داشت.

برو تا ببيني سر و تاج او 
همان تخت فيروزه و عاج او 
به جايي كه بودي همه بوم و خار 
بسازيد شهري چو خرم بهار 

به او سپرد كه با نظر بزرگي و احترام بدو بنگرد.

به پيش بزرگان گراميش دار
ستايش كن و نيز ناميش دار

گرسيوز با هديه و پيغام افراسياب براه افتاد. سياوش چون شنيد پيشباز آمد و يكديگر را در برگرفتند و به ايوان رفتند و به شادي نشستند. آنگاه گرسيوز به كاخ فرنگيس رفت. او را بر تخت عاج با فر و شكوه فراوان ديد. بظاهر شاديها كرد, اما در دل از حسد خونش بجوش آمد.

به دل گفت سالي برين بگذرد
سياوش كسي را به كس نشمرد
همش پادشاهست هم تخت و گاه 
همش گنج و هم بوم و بر هم سپاه 

از حسد برخود پيچيد و رخسارش زرد گشت. آن روز به شادي نشستند و روز ديگر سياوش آهنگ ميدان و گوي كرد. گرسيوز با او همراه گشت و به بازي پرداختند. هر بار كه گرسيوز گوي مي ‌انداخت, سياوش بچالاكي آن را مي‌ ربود. سواران ترك و ايران نيز بهم آميختند و از هر سوي اسب مي تاختند. اما پيوسته دلاوران ايراني از تركان گوي مي‌ ربودند. سياوش كه از ايرانيان شاد گشته بود فرمود تا تخت زرين نهادند و با گرسيوز به تماشا نشستند. گرسيوز سياوش را به زور آزمايي خواند و گفت: 

بيا تا من و تو به آوردگاه 
بتازيم هر دو به پيش سپاه 
بگيريم هر دو دوال كمر
بكردار جنگي دو پرخاشگر 
گرايدون كه بردارمت من ز زين
ترا ناگهان بر زنم بر زمين 
چنان دان كه از تو دلاور ترم 
بمردي و نيرو ز تو برترم 
وگر تو مرا بر نهي بر زمين 
نگردم بجايي كه جويند كين 

سياوش از بزرگواري دعوتش را نپذيرفت. بظاهر خود را كوچك شمرد و سزاوار زور آزمايي با او نديد, اما در واقع نخواست با گرسيوز كه برادر شاه و مهمان او بود بجنگد. از او خواست كه پهلوان ديگري را به نبرد با او بفرستد. گرسيوز دو پهلوان يل را بنام گروي زره و دمور كه در جنگ بيهمتا بودند برگزيد و به ميدان فرستاد.
سياوش هماندم دوال كمر گروي را گرفت و بي ‌آنكه به گرز و كمند نيازي يابد او را به ميدان افكند. پس به سوي دمور رفت‌, گردنش را گرفت و از پشت زين برداشت و مانند آنكه مرغي به دست دارد پيش گرسيوز بر زمين نهادش و خود از اسب به زير آمد و دوستانه دستش را فشرد و با خنده و شادي به كاخ بازگشتند.
گرسيوز پس از هفته ‌اي درنگ, آهنگ بازگشت كرد. در راه از سياوش هنر نماييهايش سخن گفت, اما از ننگ شكست شرمگين بود و كينـﮥ سياوش را به دل گرفت و چون بدرگاه افراسياب رسيد, در گاه را از بيگانه پرداخت و سخن سياوش را به ميان كشيد و بد گفتن آغاز كرد كه گاه گاه از كاوس شاه فرستاده اي نزدش مي ‌آيد و از چين و روم پيامها برايش مي فرستند‌,به ياد كاوس جام به دست مي‌ گيرد و از شاه توران يادي نمي‌ كند. دل افراسياب از اين سخنان دردمند شد و گفت: «در اين باره سه روز مي‌ انديشم.» اما روز چهارم نتوانست از مهر خود چشم بپوشد و به آساني از سياوش دل برگيرد. پس به گرسيوز گفت:

چو او تخت پرمايه بدرود كرد 
خرد تار و مهر مرا پود كرد
ز فرمان من يكزمان سر نيافت
ز من او بجز نيكويي بر نيافت
زبان برگشايند بر من نهان
درفشي شوم در ميان مهان

بهتر است او را بخوانم و نزد پدرش بفرستم. گرسيوز رأي او را برگرداند و گفت: اگر به ايران برود چون از راز ما آگاهست جز رنج و درد نصيب ما نخواهد كرد .

نداني كه پروردگار پلنگ
نبيند ز پرورده جز درد جنگ

آنقدر گرسيوز از سياوش و فرنگيس و نخوت و غرور و بيوفايي و ناسپاسيشان سخن گفت تا دل افراسياب پر درد و كين شد و سرانجام گرسيوز را به آوردن سياوش و فرنگيس برگماشت. گرسيوز با دلي پر كينه نزد سياوش شتافت و پيام افراسياب را برد كه چون ما را به ديدار تو نياز است با فرنگيس برخيز و نزد من آي و چندي با ما شاد باش و همين جا به نخجير پرداز.
چون به درگاه سياوش رسيد و پيغام را رساندـ سياوش شاد گشت و دعوت را پذيرفت. اما گرسيوز انديشيد كه اگر سياوش با اين شادي و خرد پيش افراسياب برود, دل شاه بر او روشن مي شود و دروغ وي آشكار مي ‌گردد. پس چاره اي كرد و از چشم اشك فرو ريخت. سياوش از غم و دردش پرسيد گفت: افراسياب اگرچه بظاهر مهربانست, اما بايد پيوسته از خوي بدش بركنار بود. برادرش را بيگناه كشت و چه بسيار نامور به دستش تباه شدند. اكنون اهريمن دلش را از تو پر درد و كين كرده است من دوستانه ترا مي ‌آگاهانم تا چارﮤ كار خود كني. و چون سياوش او را آسوده خاطر ساخت كه دل پر مهر را بر رويش مي‌ گشايد و جان تيره‌ اش را روشن مي‌ كند, گرسيوز پاسخ داد: اين كار مكن و روزگار گذشتـﮥ او و رفتار ناپسنديده اش را با خويشان و پهلوانان در نظر بيارر و فريبش را نخور. صلاح در آن است كه به جاي رفتن نامه اي نويسي و خوب و زشت را پديدار كني. اگر ديدم كه سرش از كينه تهي گشت سواري نزدت مي‌ فرستم و جان تاريكت را روشن مي‌ كنم و اگر سرش را پر پيچ و تاب ببينم باز ترا مي‌ آگاهانم تا چارﮤ كار بكني.
سياوش فريب گفتار او را خورد و نامه اي به افراسياب نوشت كه از دعوتت دلشادم, اما چون فرنگيس رنجور است به بالينش هستم تا بهبود يابد. همينكه رنجش سبكتر شد به درگاهت مي ‌شتابم.
گرسيوز نامه را گرفت و شتابان شب و روز مي‌ رفت تا راه دراز را در سه روز پيمود. چون به درگاه رسيد افراسياب از شتابش در شگفت ماند. گرسيوز زبان به دروغ برگشاد و گفت: سياوش به پيشباز من نيامد و به من نگاهي نينداخت و پاي تخت به زانو نشاندم. سخنم را نشنيد و نامه ام را نخواند. از ايران نامه ‌هاي فراوان بر او فرستاده مي‌ شود و شهرش بروي ما بسته مي‌ گردد.

تو بر كار او گر درنگ آوري 
مگر باد از آن پس به چنگ آوري
اگر دير سازي تو جنگ آورد
دو كشور بمردي به چنگ آورد

از سوي ديگر سياوش با دل خسته نزد فرنگيس رفت و آنچه شنيده بود باز گفت: فرنگيس روي خراشيد و موي كند و گفت: چه مي ‌كني كه پدرم از تو دل پر درد دارد و از ايران هم سخني نمي تواني گفت, سوي چين نمي ‌روي كه از اين كار ننگست. پس

زگيتي كه را گيري اكنون پناه
پناهت خداوند و خورشيد و ماه 

سياوش او را تسلي داد و گفت:

به دادار كن پشت و انده مدار
گذر نيست از حكم پروردگار 

سه روز از اين واقعه گذشت. نيمه شب چهارم سياوش ناگهان از خواب پريد و لرزان خروش برآورد. فرنگيس شمعي افروخت و سبب پرسيد. گفت: در خواب ديدم كه رود بيكراني مي ‌گذرد كه در سوي ديگرش كوهي از آتش برپاست. جوشنوران بر لب آب جا گرفته اند و به پيش همه افراسياب بر پيل نشسته است. چون مرا ديد روي دژم كرد و آتش بردميد. گرسيوز آتش افروخت و مرا سوخت. فرنگيس او را دلداري داد. اما چون دو بهره از شب گذشت خبر رسيد كه افراسياب با سپاه فراوان از دور تازان مي ‌آيد و سواري از طرف گرسيوز رسيد و پيام آورد كه نتوانستم دل افراسياب را روشن كنم, گفتارم سودي نبخشيد و از آتش جز دود تيره ‌اي نديدم. اكنون ببين چه بايد كرد. فرنگيس سياوش را پند داد كه بر اسبي نشيند و سرخويش گيرد و آني درنگ نكند. اما سياوش دانست كه خوابش راست گشته و زندگيش سر آمده است. خود را براي جنگ آماده كرد. با فرنگيس وداع كرد و گفت: تو پنج ماه آبستني. فرزندي بدنيا مي آوري كه شهريار ناموري خواهد شد. او را كيخسرو نام كن و چون بخت من به فرمان افراسياب بخواب رود

ببرند بر بيگنه اين سرم 
به خون جگر برنهند افسرم 
نه تابوت يابم نه گور و كفن 
نه بر من بگريد كسي ز انجمن 
بمانم بسان غريبان به خاك 
سرم گشته از تن به شمشير چاك 

پس افزود : 

به خواري ترا روزبانان شاه 
سر و تن برهنه برندت به راه 

پس از آن پيران ترا از پدرت مي‌ خواهد و به ايوان خويش مي‌ برد و همانجا بارت را بر زمين مي‌ نهي و چون روزگاري سر آمد و خسرو بزرگ شد پهلواني از ايران مي ‌رسد بنام گيو كه پنهاني ترا با پسر به ايران زمين مي ‌برد و او را بر تخت شاهي مي‌ نشاند. از مرغ و ماهي به فرمانش در مي‌آيد و پس از آن لشكري گران به كين خواهي من برمي‌ خيزد و سراسر زمين را پر آشوب مي‌ كند.
سياوش با فرنگيس بدرود كردو او را با دل پردرد و رخساري زرد بر جاي گذاشت.

فرنگيس رخ خسته و كنده موي 
روان كرده بر رخ ز دو ديده جوي

سياوش بر شبرنگ بهزاد سوار گشت و به گوش او رازي گفت و به ميدان جنگ روي نهاد. چون با ايرانيان نيمه فرسنگي راه رفتند به سپاه توران برخوردند. ايرانيان آمادﮤ خون ريختن شدند, اما سياوش به افراسياب گفت: چه شده است كه عزم جنگ كردي و بيگناه كمر بر كشتنم بستي ؟
گرسيوز ناگهان فرياد زد: اگر بيگناهي پس چرا با زره و كمان نزد شاه آمدي؟
سياوش دانست كه كار كار اوست. جواب داد:

به گفتار تو خيره گشتم ز راه 
تو گفتي كه آزرده گشتست شاه 

پس از آن رو به افراسياب كرد و گفت :

نه بازيست اين خون من ريختن 
ابا بي گناهان در آويختن 
به گفتار گرسيوز بدنژاد 
مده شهر توران و خود را به باد 

گرسيوز نگذاشت كه افراسياب با سياوش به گفت و شنود بپردازد, بلكه وادارش كرد تا جنگ را شروع كند و سياوش را دستگير نمايد. سياوش كه با افراسياب پيمان آشتي بسته بود دست به تيغ و نيزه نزد و كس را اجازﮤ پاي پيش گذاشتن نداد. اما افراسياب دستور داد تا همگي كشتي بر خون نهند. سپاهيان ايران همه كشته شدند و دشت از خونشان لاله گون گشت. سرانجام سياوش به زير باران تير دشمنان خسته شد و از پاي در آمد و بر خاك در افتاد. گروي زره دستش را از پشت بست و برگردنش پالهنگ نهاد و پياده به زاري زار تا پيش افراسياب كشاندندش. شاه توران فرمود: 

كنيدش به خنجر سر از تن جدا
به شخي كه هرگز نرويد گيا
بريزيد خونش بر آن گرم خاك 
ممانيد دير و مداريد باك 

سپاهيان زبان به اعتراض گشادند : 

چه كردست با تو نگويي همي
كه بر خون او دست شويي همي
چرا كشت خواهي كسي را كه تاج 
بگريد برو زار هم تخت عاج

پيلسم برادر پيران نيز او را پند داد و از ين كار زشت بازداشت و شتابزدگي را كار اهرمن دانست. كين خواهي كاوس و رستم و پهلوانان ايران را گوشزد كرد و صواب آن دانست كه حالي به بندش دارند تا روزي كه فرمان كشتنش را بدهد. همينكه شاه نرم گشت, گرسيوز بيشرمانه كينش را برنگيخت و سياوش را چون ماري زخمي دانست كه ماندنش صدبار خطرناكتر خواهد شد.

گر ايدو نكه او را به جان زينهار
دهي من نباشم بر شهريار
روم گوشه اي گيرم اندر جهان
مگر خود بزودي سر آيد زمان 

گروي و دمور هم به اين ترتيب سخناني گفتند و به خون ريختن سياوش واداشتندش.
افراسياب در انديشه فرو ماند. چون هم خون ريختن و هم زنده گذاردنش را نا صواب دانست.

رها كردنش بدتر از كشتن است 
همان كشتنش رنج و درد منست 

فرنگيس كه اين خبر را شنيد بيمناك و خروشان نزد پدر رفت و خاك بر سر ريخت و از پدر آزادي سياوش را درخواست كرد و او را از كين پهلوانان ايراني برحذر داشت و به نفرين خلق گرفتارش دانست.

كه تا زنده‌ اي بر تو نفرين بود 
پس از مردنت دوزخ آيين بود
به سوك سياوش همي جوشد آب 
كند چرخ نفرين بر افراسياب 

پس از آن به سياوش رو كرد و اشك از ديده روان ساخت.

هر آنكس كه يازد به بد بر تو دست 
بريده سرش باد و افكنده پست 
مرا كاشكي ديده گشتي تباه 
نديدي بدين سان كشانت به راه 
مرا از پدر اين كجا بد اميد 
كه پر دخته ماند كنارم ز شيد

افراسياب كه از گفتار فرزند, جهان پيش چشميش سياه گشت چشم دختر خود را كور كرد و به روزبانان فرمود تاك كشان كشانش به خانه‌ اي دور ببرند و در سياهيش اندازند و در به رويش ببندند. آنگاه دستور داد تا سياوش را هم به جايي ببرند كه فريادش به كسي نرسد. گروي به اشارﮤ گرسيوز پيش آمد و ريش سياوش را گرفت و بخواري به خاكش كشاند. سياوش ناليد و از خدا خواست تا از نژادش كسي پديد آيد كه كين از دشمنانش بخواهد. پس روي به پيلسم كرد و پيامي به پيران فرستاد:


درودي ز من سوي پيران رسان 
بگويش كه گيتي دگر شد بسان 
مرا گفته بود او با صد هزار
زره ‌دار و برگستوان و سوار
چو بر گرددت روز يار توام 
به گاه چرا مرغزار توام 
كنون پيش گرسيوز ايدر دمان 
پياده چنين خوار و تيره روان 
نبينم همي يار با من كسي
كه بخروشدي زار بر من بسي 

همچنان پياده مويش را كشاندند تا به جايگاهي رسيدند كه روزي سياوش و گرسيوز تير اندازي كرده بودند. آنگاه گروي در همانجا طشت زرين نهاد و سر سياوش را چون گوسفندان از تن جدا كرد.

جدا كرد از سرو سيمين سرش 
همي‌رفت در طشت خون از برش 

پس طشت خون را سرنگون كرد و پس از ساعتي از همانجا گياهي رست كه بعدها خون سياوشانش ناميدند.

چو از سرو بن دور گشت آفتاب 
سر شهريار اندر آمد به خواب 
چه خوابي كه چندين زمان برگذشت 
نجنبيد هرگز نه بيدار گشت 

از مرگ سياوش خروش از مرد و زن برخاست. فرنگيس كمند مشكين كند و بر كمر بست و رخ چون گلش را به ناخن خراشيد. چون نالـﮥ زار و نفرينش به گوش افراسياب رسيد به گرسيوز فرمود تا از پرده بيرونش كشند و مويش را ببرند و چادرش بدرند و آنقدر با چوب بزنند تا كودكش تباه گردد.

نخواهم زبيخ سياوش درخت 
نه شاخ و نه برگ و نه تاج و نه تخت 

ازسوي ديگر چون خبر به پيران رسيد از تخت افتاد و بيهوش گشت.

همه جامه ‌ها بر برش كرد چاك 
همي كند موي و همي ريخت خاك 
همي ريخت از ديده ‌ش آب زرد
به سوك سياوش بسي ناله كرد

اما به او گفتند كه اگر دير بجنبد دردي بر اين درد افزون گردد, چون افراسياب بي مغز رأي تباه كردن فرنگيس را دارد. پيران تازان به درگاه رسيد و زبان به سرزنش برگشود و از فرجام كار بيمناكش ساخت.

بكشتي سياووش را بي ‌گناه 
بخاك اندر انداختي نام و جاه 
بران اهرمن نيز نفرين سزد
كه پيچيده رايت سوي راه بد
پشيمان شوي زين به روز دراز
بپيچي همانا به گرم و گداز 
كنون زو گذشتي به فرزند خويش 
رسيدي به آزار پيوند خويش 
چو ديوانه از جاي برخاستي 
چنين روز بد را بياراستي 

پس او را از آزار فرنگيس باز داشت و خواست تا دختر را به او بدهد و همينكه كودك به دنيا آمد به درگاه ببرد تا شاه هرچه خواهد با او بكند. افراسياب تن در داد و فرنگيس را به پيران سپرد. پيران هم: 

بي آزار بردش به شهر ختن 
خروشان همه درگه و انجمن

[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 21:25 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]

   اگر شخصيت زن را در شاهنامه فردوسي مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم مي‌بينيم زن نه تنها در هر گونه عمليات قهرماني و لشكركشي‌ها و موفقيت‌ها و عدم موفقيت‌هاي پادشاهان و پهلوانان به طور مستقيم و يا غيرمستقيم نقشي موثر داشته است كه خود مي‌تواند لااقل موضوع يك كتاب جداگانه گردد، بلكه زنان سرباز نامداري به‌چشم مي‌خورند كه خود رأساً در جنگ‌ها شركت نموده و عده‌يي را رهبري كرده و يا با فداكاري و درايت و هوش بي‌نظير خود مسير وقايع تاريخي را غالباً تغيير داده‌اند كه مي‌تواند اثر بديعي را بنام تجزيه و تحليل حماسه زنان شاهنامه به وجود آورد.   در اين بررسي كوتاه سعي شده است بدون طولاني كردن كلام از ميان تعداد زيادي زنان قهرمان شاهنامه به‌طور نمونه چند تن را معرفي نمائيم: 1-سين‌دخت مهراب پادشاه كابلستان از خانواده ضحاك است. شاه از سام خواسته است كه به كابلستان لشكركشي كرده و آنجا را به خاك و خون بكشد. زال عاشق رودابه دختر مهراب است. سين‌دخت زن مهراب و مادر رودابه است و زني با كفايت و درايت مي‌باشد. وقتي مي‌فهمد سام به كابلستان لشكر خواهد كشيد شخصاً براي ديدن او حركت كرده و به نزد سام مي‌رود و با او به صحبت مي‌پردازد و سين‌دخت مي‌خواهد سام را از اين لشكركشي منصرف نمايد.   دل بي‌گناهان كابل مسوز  كه آن تيرگي اندر آيد بروز از آن ترس كو هوش و زور آفريد درخشنده ناهيد و هور آفريد   سام از هوش خرد سين دخت متعجب مي‌شود.   زجائي كجا مايه چندين بود فرستادن زن چه آيين بود چو ديد آن‌چنان پهلوان پر خرد  ستائيد او را چنان چون سزد   مجدداً سين دخت با بيان نغز و هوشمندانه خود مي‌خواهد سام را بر سر آشتين آورد.   چنين گفت سين دخت با پهلوان  كه باراي تو پير گردد جوان بزرگان زتو دانش آموخته     به تو تيره گيتي برافروخته به داد تو شد بسته دست بدي                                           به گرزت گشاده ره ايزدي   به اين ترتيب سام نرم مي‌شود و به او قول مساعدت مي‌دهد و سين دخت مي‌گويد اگر كسي اشتباه و خطائي كرده است چرا مردم كابل بايستي نابود شوند:   اگر ما گنه كار وبد گوهريم   بدين پادشاهي نه اندر خوريم گنه كار اگر بود سهراب بود   ز خون دلش مژه بر آب بود سر بي‌گناهان كابل چه كرد   كجا اندر آورد آيد بگرد همه شهر زنده براي تواند  پرستنده‌ي خاك پاي تواند    سام از شاه اجازه مي‌خواهد از گناه مردم كابل صرف‌نظر شود. بر اثر هوش و كفايت و سخن داني سين دخت نتايج زير حاصل مي‌شود: - شاه ايران وساطت سام را مي‌پذيرد. - سام اجازه مي‌دهد كه زال با دختر سين دخت، رودابه ازدواج كند. - از قتل و خونريزي جلوگيري مي‌شود و كابل از خطر انهدام نجات مي‌يابد.   2- گردآفريد سهراب به تحريك افراسياب به ايران حمله كرده و فرمانده ارتش ايران را از ميان مي‌برد گردآفريد خواهر كژدم زن شجاع و دليريست كه در جنگ‌آوري مشهور و بي پروا است و به قول فردوسي هرگز در جهان مردي نظير او ديده نشده است. گردآفريد هنگامي كه مي‌فهمد هژير فرمانده سپاه ايران به دست سهراب منكوب شده است بدون هيچ‌گونه ترديدي سلاح نبرد را مي‌پوشد.   چو آگاه شد خواهر كژدهم  كه سالار آن انجمن گشت گم غمين گشت و برزد خروشي به درد  برآورد از دل يكي باد سرد كه بدنام آن دخت گرد آفريد زمانه زما در جهان ناوريد چنان ننگش آمد زكار هژير   كه شد لاله رنگش به كردار قبر بپوشيد درع سواران به جنگ   نكرد اندر آن كار جاي درنگ نهان كرد گيسو به زير زره  برافكند بند زره را گره   گردآفريد از دژ پايين مي‌آيد و مانند شيري سوار بر باد پاي مي‌شود و مانند پهلواني در مقابل سپاه دشمن قرار مي‌گيرد و مانند رعد مي‌غرد و مبارز مي‌خواهد و مي‌گويد كدام يك از شجاعان و جنگجويان و فرماندهان كار كشته كه خود را در جنگجوئي و دلاوري همانند نهنگ مي‌داند، پيش مي‌آيد كه با من جنگ آزمايد.   فرود آمد از دژ به كردار شير كمر بر ميان باد پائي به زير به پيش سپاه اندر آمد چو گرد   چو رعد خروشان يكي ديد گرد كه گردان كدامند و نام آوران   دليران كار آزموده سران كه بر من يكي آزمون را به جنگ  بگردد به سان دلاور نهنگ     3- زن گشتاسب ترك‌ها به بلخ تاخته و آنجا را به غارت گرفته و مردم را قتل عام نموده‌اند. لهراسب با اينكه با آنها دليرانه رزم كرده ولي كشته شده‌ است. گشتاسب در اين موقع شاه سيستان است و زن او در نزد لهراسب مي‌باشد. اين زن داراي يك دنيا احساس و در عين حال محتاط و خيلي عاقل و هوشمند مي‌باشد. براي نجات بلخ از دست تركان به شيوه‌ي آنها لباس مي‌پوشد و اسبي از اصطبل سوار شده و به سرعت راه سيستان را كه شوهرش گشتاسب در آنجا بوده است، در پيش مي‌گيرد. ناراحت و مضطرب براي آنچه در بلخ گذشته، بدون اينكه خواب به چشمش آيد شب و روز راه مي‌پيمايد، به‌ طوريكه در هر روز راه دو روز را طي مي‌كند تا به نزد گشتاسب مي‌رسد و به او خبر مي‌دهد كه يك سپاه توراني به بلخ آمده و لهراسب كشته شده و روز از اين واقعه شب تاريك و پر از درد و رنج شده است.   زني بود گشتاسب را هوشمند خردمند و دانا و رايش بلند از آخر چمان باره‌اي بر نشست    به كردار تركان ميان را به بست از ايران ره سيستان بر گرفت   وز آن كارها مانده اندر شگفت نخفتي به منزل چو برداشتي    دو روزه به يك روز بگذاشتي چنين تا به نزديك گشتاسب شد به آگاهي درد لهراسب شد   گشتاسب ابتدا كار را سهل مي‌پندارد و زنش به او مي‌گويد كه موضوع خيلي جدي‌تر از آنست كه تصور مي‌كني:   چنين داد پاسخ كه ياوه مگوي   كه كاري بزرگي كه آمدش روي شهنشاه لهراسب را پيش بلخ   بكشتند شد بلخ را روز تلخ وز آنجا بنوش آذر اندر شدند   ز دوهير بد را همه سر زدند زخون‌شان فروزنده آذر بمرد  چنين بد كسي خوار نتوان شمرد ببردند بس دخترانت اسير   چنين كار دشوار آسان مگير   و اضافه مي‌كند كه تمام دختران تو را اسير كرده‌اند و به آفريد دختر تو را كه وزش نسيم به او دسترسي نداشت، تاج از سرش برداشته‌اند و ظلم‌هاي ناگفتني كرده‌اند و طوري با احساس صحبت مي‌كند كه اشك‌هاي خونين از چشم شوهرش جاري مي‌شود و گشتاسب چنان تحت تاثير قرار مي‌گيرد كه فوراً براي نجات بلخ لشكر مي‌آ‌رايد و حركت مي‌كند  
[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 17:12 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]



داستان سیاوش  [صفحه 6]


1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
به ویژه که پیوسته​ی خون بود پس پرده پوشیدگان را ببین سیاوش چو بشنید گفتار شاه زمانی همی با دل اندیشه کرد گمانی چنان برد کاو را پدر که بسیاردان است و چیره زبان بپیچید و بر خویشتن راز کرد که گر من شوم در شبستان اوی سیاوش چنین داد پاسخ که شاه کز آنجایگه کآفتاب بلند چو تو شاه ننهاد بر سر کلاه مرا موبدان ساز با بخردان دگر نیزه و گرز و تیر و کمان دگرگاه شاهان و آیین بار چه آموزم اندر شبستان شاه گر ایدونک فرمان شاه این بود بدو گفت شاه ای پسر شاد باش سخن کم شنیدم بدین نیکوی مدار ایچ اندیشه​ی بد به دل ببین پردگی کودکان را یکی پس پرده اندر ترا خواهرست سیاوش چنین گفت کز بامداد یکی مرد بد نام او هیربد که بتخانه را هیچ نگذاشتی سپهدار ایران به فرزانه گفت به پیش سیاوش همی رو بهوش به سودابه فرمود تا پیش اوی پرستندگان نیز با خواهران چو خورشید برزد سر از کوهسار برو آفرین کرد و بردش نماز                  
چو از دور بیند ترا چون بود زمانی بمان تا کنند آفرین همی کرد خیره بدو در نگاه بکوشید تا دل بشوید ز گرد پژوهد همی تا چه دارد به سر هشیوار و بینادل و بدگمان از انجام آهنگ آغاز کرد ز سودابه یابم بسی گفت و گوی مرا داد فرمان و تخت و کلاه برآید کند خاک را ارجمند به خوبی و دانش به آیین و راه بزرگان و کارآزموده ردان که چون پیچم اندر صف بدگمان دگر بزم و رزم و می و میگسار بدانش زنان کی نمایند راه ورا پیش من رفتن آیین بود همیشه خرد را تو بنیاد باش فزاید همی مغز کاین بشنوی همه شادی آرای و غم برگسل مگر شادمانه شوند اندکی پر از مهر و سودابه چون مادرست بیآیم کنم هر چه او کرد یاد زدوده دل و مغز و رایش ز بد کلید در پرده او داشتی که چون برکشد تیغ هور از نهفت نگر تا چه فرماید آن دار گوش نثار آورد گوهر و مشک و بوی زبرجد فشانند بر زعفران سیاوش برآمد بر شهریار سخن گفت با او سپهد به راز

[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 16:52 ] [ ربابه مزيدي واعظم تاجیک ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

اين وبلاگ براي دبيران زبان فارسي
و دانش آموزان علاقمند طراحي شده
تا با ارائه مطالب جذاب ا دبي

،نكات دستوري، زندگينامه
شعرا و مشاهير، معرفي آثار و
دواوين، اخبار ادبي و ... با شما

عزيزان ارتباط موثري برقرار نمايد.
اميد است كه دوستان با ارسال
مطالب فوق در غناي آن ما را
ياري كنند.
گروه زبان و ادبيات فارسي منطقه یک تهران