X
تبلیغات
گروه ادبيات و زبان پارسي منطقه یک تهران - ادبیات

به نام حضرت دوست

نقد کتاب فارسی ششم ابتدایی

مریم نورمحمدی

نام دبستان: منتظرالمهدی

منطقه14

سال تحصیلی 92-91

1-متأسفانه برخی از متن­های کتاب برای دانش­آموزان خسته­کننده و بسیار طولانی می­باشد؛ مانند درس «داستان من و شما»

2- بعضی از دروس مانند درس چهارم (هفت خان رستم» دارای کلمات و اشعار مشکلی است که روان­خوانی دانش­آموزان قوی را هم دچار مشکل می­کند.

3- در متن بعضی از دروس غلط املایی به چشم می­خورد که انتظار می­رود لااقل در کتاب فارسی این غلط­های املایی را نبینیم. به طور مثال در درس هفت خان رستم از لغت«ستاش» به جای «ستایش» در پایان درس استفاده شده است.( و به ستاش یزدان می­پردازد)

4- قسمت­های یادآوری در پایان هر درس به طور خیلی مختصر عنوان شده است و نمی­تواند پاسخگوی نیاز دانش­آموزان در بخش مهارت­های نوشتاری باشد. نکات دستوری باید به صورت مفصّل­تری مطرح گردد تا   دانش­آموزان به طور کامل با ساختار جمله و .... آشنا شوند.

آوردن تعاریف روان و مثال­های خوب در این بخش توصیه می­شود.

5- اختصاص قسمتی از درس به کارگاه درس­پژوهی کاری نو می­باشد که بسیار مورد علاقه­ی دانش­آموزان است و تنوّعی به کلاس فارسی می­بخشد.

متأسفانه به جهت محدودیت وقت و حجم زیاد و سنگین این کتاب و مطالب متنوّع آن فرصت نمی­شود در این بخش معلّم و دانش­آموز تمامی مراحل کار را انجام دهند.

6- در کتاب (مهارت­های نوشتاری) که باید مکمّل کتاب فارسی باشد، متأسفانه به لغات جدید درس، مترادف­ها و خودارزیابی به هیچ عنوان توجّه نشده است و طبق روال گذشته نسبت به جای خالی جهت پاسخ توجّه نشده است؛ گاهی برای چند کلمه پاسخ، چند خط جا گذاشته و گاهی (مخصوصا جدول­ها)با کمبود جا مواجه هستیم.

7- سؤالات خسته­ کننده و کلافه­ کننده در این کتاب بسیار به چشم می­خورد که دانش­آموزان می­گویند:«این­ها چه سؤالاتی است؟»

با تشکر فراوان

 

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1392 و ساعت 19:45 |

اهداف درس پژوهی :

الف1- گسترش فرهنگ یادگیری در مدارس 2-فراهم کردن محیط یادگیری معلمان از یکدیگر 3- ارتقا دانش حرفه ای معلمان 4- بازاندیشی در رفتار خود 5- مشارکت در تحول مستمر آموزش .

ب: 1- درس پژوهی مدلی اثربخش برای پژوهش در مدرسه 2- یادگیری چگونه از همدیگر بیاموزند 3- سهیم بودن در تجارب آموزشی و تربیتی یکدیگر4- بازاندیشی در رفتارهای آموزشی و رسیدن به راههای بهتر برای یاد دادن و یاد گرفتن 5- تولید دانش حرفه ای

پ: با درگیر ساختن معلمان در فرایند تبیین مساله ، طرح نقشه ، عمل ، مشاهده ، بازاندیشی (بازنگری) فرهنگ مشارکتی حرفه ای را ارتقا می دهد.

ت: کمک به تغییر در فرهنگیان مدرسه ، ایجاد و توسعه دادن محیطی انعطاف پذیر برای دستیابی به یادگیری سازمانی

ث: احساس مسئولیت بیشتر در اداره مدرسه ، عاملی برای فراهم آوردن یادگیری از خود از طریق مشاهدهِ بازاندیشی در عملِ انجام شده و خود ارزیابی

ج: تشویق معلمان به همکاری با محققان در حمایت از ترویج فکر سیستماتیک و تفکر انتقادی ، توجه اصلی معلمان به فرایند یاد دهی ، یادگیری ، و ایجاد علاقه بیشتر معلمان در زمینه توجه به یادگیری شاگردان در کلاس درس

چ: کمک کردن در محیطی شوق انگیز و مسئوولانه به بهسازی فرهنگ مدرسه ، ارتقا ظرفیت خود برای تبدیل شدن از نقش آموزگار به یادگیرنده و رهبری فرایند یادگیری تغییر دهند. حمایت از رهبری آموزشی در ایجاد تفکر نوآورانه و غنی سازی یادگیری ، توسعه مهارتهای خود به عنوان رهبران تحول در مدرسه ، تولید دانش حرفه ای ،گسترش فرهنگ یادگیری ، رهبری اثربخش از طریق توسعه مشارکت ،همکاری و بازاندیشی گروهی .

ح: درک عمیق تر مدیران آموزشی از درس پژوهی ، بکارگیری استراتژی های اثربخش تر در ارتقای مدیریت آموزشی ،تغییریاددهنده به یادگیرنده ،تبدیل مدرسه از مکان آموزش به جایی برای یادگیری متحول می سازد ، مدرسه را به مثابه سازمان یادگیرنده بازسازی می کند.

مراحل درس پژوهی :


۱-تبیین مساله و انتخاب موضوع

دانش آموزان در درک کدام مباحث و دروس مشکل دارند ؟

یافتن روشی برای انتقال یک مفهوم جدید در کلاس درس

یک سوال جزیی ( بهبود فهم دانش آموزان از چگونگی جمع کردن کسرهایی با مخرج های نامساوی )

الزامات تبیین مساله

طرح مبانی نظری موضوع

بهره گیری از یافته های پژوهشی

توجه به ویژگی ها و شرایط خاص مساله

۲-برنامه ریزی درس پژوهی 

 ضرورت و اهمیت پرداختن به موضوع (از طریق درس پژوهی )

 کاربردهای عملی و نظری

 تهیه و تدوین الگوی طرح درس (مبتنی بر روشهای فعال تدریس)

تعیین اعضای گروه (5نفر)وظایف و مسئولیت ها و نقش هریک

امکانات مورد نیاز برای مجری درس ،زمان انجام ،فیلمبردار،تعیین دبیر تیم و...

تهیه طرح درس توسط گروه

۳-آموزش درس بر اساس برنامه و طرح درس تنظیم شده انجام گردد

تعیین تاریخ تدریس ، نشستن معلمان هنگام تدریس در عقب کلاس

انجام فیلمبرداری توسط یک نفر

یک نفر تدریس معلم را بر اساس طرح درس تعیین شده نظارت می کند.

یک نفر واکنش ها ، عملکرد دانش آموزان را زیر نظر دارد و ضمن تهیه گزارش میزان علاقه و فعالیت های آنان را زیر نظر دارد.

۴-ارزشیابی تدریس و بازتاب تاثیر آن در برنامه ریزی مجدد درس

اظهار نظر معلم مجری طرح درس در مورد تدریس خود ،بیان نظر خود درباره ی چگونگی اجرای درس و مسائل عمده آن بعد معلمان عضو گروه با دیدی انتقادی درباره ی قسمت هایی از درس که از نظر آنان مشکل داشته حرف می زنند. تمرکز بر درس است نه معلمی که آنرا آموزش داده درس محصول گروه است و همه اعضا در مورد نتیجه برنامه خود احساس مسئولیت می کنند و در واقع از خود انتقاد می کنند. دبیر تیم تمام نقطه نظرات را یادداشت می کند.

۵-تجدید نظر در تدریس

معلمان گروه درس پژوهی با توجه به مشاهدات و بازخوردها در درس تجدیدنظر می کنند(مواد آموزشی ، فعالیت ها، سوال ها و . . . )

یک سوال اساسی چگونه می توان برنامه را بهتر اجرا کرد ؟

با توجه به مشاهدات و یادداشت های معلمان ، واکنش های دانش آموزان و نظرات معلم مجری ،در طرح درستجدید نظر می شود.

ممکن است ( روش تدریس ،فعالیت ها ، سوال ها، مسائل مطرح شده ، مواد و رسانه انتخاب شده یا همه اجزای درس ) تغییر کند تا در دور بعد تدریس نتایج بهتری عاید شود.

۶-آموزش درس تجدید نظر شده

درس تجدید نظر شده یک بار دیگر با رفع نواقص و بر اساس اصلاحات انجام شده تدریس می گردد .

(تدریس نهایی)

این تدریس ممکن است توسط همان معلم و در همان کلاس یا توسط یکی دیگر از اعضای گروه و در همان کلاس یا در مکانی دیگر تدریس شود.

در این مرحله اعضای شورای معلمان در تدریس حضور دارند .(ممکن است تعداد معلمان و اعضای گروه بیشتر از دانش آموزان باشد.)

۷-ارزشیابی و باز اندیشی سوال

این مرحله از درس پژوهی که در جلسه مطرح می شود . چه چیزی از درس پژوهی و اجرای آن آموخته شد ؟

یادگیری و فهم دانش آموزان و مساله ای که به خاطر آن پژوهش انجام شد در این مرحله بررسی می شود و تیم از خود می پرسند تا چه اندازه خوب عمل کردیم. بطور کلی میزان تحقق اهداف بیان می شود .

در این مرحله ممکن است از افرادی مانند معلمان مجرب ، مولفان کتب درسی ، اساتید دانشگاه ، انجمن های علمی مرتبط با موضوع درس پژوهی دعوت به عمل آید. همه اعضای شورای معلمان به همراه یک فرد متخصص خارج از مدرسه تدریس را نقد و بررسی و تغییراتی پیشنهاد می کنند.

۸-سهیم شدن در نتایج و دستاوردها

نوشتن گزارش پایانی (تشریح فرایند درس پژوهی و یافته ها همراه با مستندات ، گزارش ها ، فیلم ها ، عکس ها ، صورت جلسات ، نقطه نظرات معلمان و دانش آموزان و اولیا )

بازدیدهای افراد متخصص و مسئولین ؛ بازدیدهای معلمان از مدارس یکدیگر ؛ تبادل تجربیات


 منبع :

1- استیپانک و همکاران (1389) << درس پژوهی راهنمایی عملی برای مدیران و معلمان >> ( ترجمه رضا ساکی و داریوش مدنی ) تهران ، حکمت علوی ، چاپ اول


+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در سه شنبه پنجم دی 1391 و ساعت 15:52 |

 قابل توجّه دبیران محترم ادبیات شهر تهران


نتایج آزمون آنلاین (برخط) در سایت کیفیت بخشی ادبیات بوشهر


اعلام شده است. همکاران محترمی که به 60درصد سؤالات پاسخ


داده اند به مرحله ی کشوری راه یافته اند. جهت اطلاع از نتایج به


آدرس:www.iteacher.ir مراجعه کنند.

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 و ساعت 19:42 |
همکاران گرامی لطفا در زمینه های زیر ما را

یاری نمایید
 


1- ارائه ی راهکار خلاقانه در تدریس فارسی،املا و انشای فارسی بر اساس طرح

رویکرد تربیتی-فرهنگی به صورت جزوه و سی دی


2- برگزاری مسابقات دانش آموزی در سطوح آموزشگاهی، منطقه/ شهرستانی و استانی


در زمینه ی گوناگون مرتبط با درس ادبیات فارسی شامل: روان خوانی،المپیاد

ادبی،شعرخوانی و مشاعره و .... و ارسال گزارش مستندات پیرامون آن


3- تهیه ی فیلم از تدریس خلاقانه در فضای کلاس یا بیرون از کلاس: حیاط مدرسه ،



کتاب خانه و .....


4- ارسال مستندات پیرامون بازدید از کلاس درس همکاران در مناطق در قالب

گزارش،عکس، فیلم و ....

5- ارسال گزارش برگزاری کارگاه آموزشی و کلاس های ضمن خدمت جهت ارتقای علمی

دبیران ادبیات

6- انتخاب و ارسال انشاهای برگزیده و داوری شده در محیط wordبا قلم نازنین در


سایز

16

7- همکاری و تعامل با پایگاه کیفیت بخشی اددبیات مستفر در استان بوشهر

 

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391 و ساعت 19:41 |
به نام خدا
با عرض سلام خدمت تمامی ادب دوستان و همکاران محترم
به اطلاع می رساند آزمون برخط ( online  ) ادبیات فارسی دوره راهنمایی تحصیلی  در روز چهارشنبه 15 آذر ماه از ساعت  14 الی 20  در سایت http://pkak.hoomad.irبرگزار می گردد.
 
لطفا موارد زیر را با دقت مطالعه نمایید.
 
1-      آزمون در راس ساعت مقرر برگزار خواهد شد و تحت هیچ شرایطی تمدید نخواهد شد.
2-     شماره پرسنلی نام کاربری داوطلب و شماره شناسنامه و در صورت عدم ارسال آن اگر شماره ملی ارسال شده باشد شماره ملی رمز ورود شما خواهد بود. لطفا جهت اطمینان از ارسال مشخصات دقیق خود طبق بخشنامه مندرج در سایت با سرگروه استان تابعه تماس حاصل نمایید.
3-      داوطلبان می بایست 30 ( سی )  سوال را در 20 ( بیست ) دقیقه پاسخ دهند.
4-     هر دواطلب که بتواند به شصت درصد سوالات پاسخ صحیح دهد به مرحله کشوری راه خواهد یافت
5-     آزمون نمره منفی ندارد.
6-     مکان برگزاری آزمون به عهده داوطلب است.
 داوطلبان عزیز توجه نمایند، ورود به اینترنت در ساعات آغازین راحت تر و در ساعت بین 17 الی 18 به دلیل ترافیک بالای کاربری سخت تر خواهد بود؛ لذا برای راحتی و آرامش خاطر خود بهتر است در همان ساعات اولیه اقدام به شرکت در آزمون نمایید.
با آرزوی موفقیت برای شما همکاران ارجمند
با تشکر
پایگاه کیفیت بخشی ادبیات فارسی کشور
 
+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در سه شنبه چهاردهم آذر 1391 و ساعت 11:9 |

قابل توجه همکاران عزیر

گروه ادبیات


همکار گرامی در تاریخ 91/9/15 با مراجع به سایت


زیردر  مسابقه online استان بوشهر شرکت نمایید



تا شما هم به ره یافتگان منطقه راه پیدا کنید.


www.tehrangam.com بخش خبر  گروه
ادبیات راهنمایی


لازم به ذکر است  شما می توانیدمنابع


آزمون که بصورت دو فایل PDF است را


هم اکنون از آدرس بالا


دانلود کنید.


با آرزوی موفقیت شما عزیزان


مزیدی


+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در شنبه چهارم آذر 1391 و ساعت 13:53 |

                 نمونه سوالات ادبیّات سوم راهنمایی                    گردآورنده:پروین امینی  


                              1-درزبان فارسی اجزای جمله معمولا"به ترتیب زیر می آید: الف)نهاد(مسندالیه)+مفعول+متمم + فعل ب)نهاد (مسندالیه) +متمم + مفعول +فعل ج)مفعول + متمم +نهاد +فعل د) نهاد+ مفعول +مضاف الیه +فعل


2-با توجه به مفردکلمات زیر کدام گزینه صحیح نیست:

الف)اعصار= عصر                             ب)سطور= سطح                 ج)ملل=ملت                                   د)خلفا=خلیفه 3

3- کلمه «خفت »با کدام گزینه زیر هم خانواده است: الف)خفیف                 ب)خائف                  ج)مخفف                 د)تخف

4-درگزینه های زیر ترتیب اجزای جمله به ترتیب کدام صحیح است ؟ الف) نهاد(مسندالیه)+ متمم +مفعول

+فعل                                                   ب) مفعول+ نهاد(مسندالیه )+متمم +فعل

ج)متمم + نهاد +مفعول +فعل                       د)نهاد +مفعول +متمم + فعل


5-مسندالیه جمله « ایران وطن عزیز ماست»  کدام است ؟ الف)وطن                 ب)عزیز                   ج)ایران               د)ماست

6)متضاد کلمه «نیکوکار» چیست ؟ الف) طمع کار          ب)گناهکار             ج)بدهکار             د)موارد ب وج

7) کدام اثر سعدی نظم آمیخته به نثر دارد؟ الف)بوستان             ب) گلستان                  ج)غزلیات             د) الف و ب

8)دوکلمه افراط و تفریط نسبت به هم.......... الف)هم خانواده         ب)متضاد                   ج)الف و ب            د) مترادف

  9)نهادرادر مصراع مشخص کنید. « وحی آمد سوی موسی از خدا» الف)موسی             ب)خدا                       ج)نهاد حذف شده است         د)وحی

10-کدام واژه مفرد واژه مقابل خود نیست؟ الف)غنایم:غنیمت                ب)سجایا:سجیه           ج)مشایخ:شیخ                د)عروق:عرق 11

-دراین بیت چندواژه نسبت به هم متضاد هستند؟ ظالم بمرد و قاعده زشت از او بماند                           عادل برفت و نام نکو یادگار کرد الف) 2واژه                 ب)6 واژه                ج)4واژه                       د)8واژه

12-در جمله زیر فاعل ساختند چه کلمه ای است ؟ -ابن مقله از جمله کسانی است که از روی خط کوفی ،خط جدید ساختند. الف)ابن مقله                ب)کسان                  ج)خط                        د)ازجمله

13- گلستان وبوستان چگونه کتابی هستند؟ الف)حماسی و رزمی              ب) اخلاقی وتربیتی         ج)عرفانی             د)اجتماعی و حکمت

14-کدام گزینه در باره موضوع قصیده صحیح است ؟ الف)برای سرودن منظومه های بلند مناسب است                     ب)برای پندواندرز ونکات اخلاقی ج)برای وصف طبیعت و موضوعات عاشقانه                       د)برای ستایش ونکوهش ،وصف طبیعت ومسائل اخلاقی

15-وفاق یعنی: الف)هم راهی            ب)نفاق              ج)نفقه             د)هم نبرد

16-ازمیان اسمهای زیر کدام گزینه مشتق است؟ الف)معاش               ب)اسلام             ج)جویبار          د)باران 17

-شعرزیرچه نوع شعری است؟ در فکر  رستنم  پاسخ  بداد کرم                      خلوت نشسته ام زین روی منحنی هم سال های من پروانگان شدند                      جستند از این قفس ، گشتند دیدنی الف)قصیده            ب)مثنوی              ج)قطعه               د)غزل

  18-در عبارت  «یک شب تامّل ایام گذشته می کردم» در مورد« ایام گذشته »کدام گزینه صحیح است؟ الف)ترکیب اضافی           ب)نهادوفعل مرکب           ج)ترکیب وصفی          د)نهادوفعل ساده

19-کدام گزینه در مورد حرف اضافه نادرست است؟ الف)زین روی               ب)از بهر                    ج)جز خدا             د)گه جنگ

20- درجمله زیر نقش دستوری (طبع و رفیع) کدام گزینه است؟ «خاک لرستان با صفای باطن و مناعت طبع ساکنانش وبناهای رفیش ،تاریخ را در سینه خود ثبت کرده است» الف)متمم- صفت             ب)مضاف الیه وصفت         ج)مضاف وصفت             د)مضاف الیه ومضاف

21-دوترکیب شیرژیان و شمشیر حیدر به ترتیب کدامند؟ الف)وصفی – وصفی            ب)اضافی – اضافی       ج)وصفی – اضافی          د)اضافی – وصفی

22-نقش نیش در مصراع موی بر اندام خصم هم چون نیش کن چیست ؟ الف)فعلا"           ب)متمم           ج)قید            د)صفت 23- در عبارت زیر مرجع دو ضمیر) ش (و) ایشان (به ترتیب کدام است ؟                   «  ابوذر از دوستانش خداحافظی کرد و با یکایک ایشان دست داد.» الف)دوستان ،ابوذر         ب)ابوذر ،دوستان          ج)ابوذر ،دست             د)دست ، دوستان

24-نقش( شب ها ، بر، بیدار ،خفتن )را در بیت زیر به ترتیب بنویسید:                 شب ها بر گاهواره من                     بیدار نشست و خفتن آموخت الف)قید ،قید،قید،مفعول             ب)نهاد،قید،قید،مفعول           ج)نهاد،قید،صفت،مصدر         د)نهاد،قید،قید،قید

25-کدام گزینه مفرد است؟ الف)اغراض                ب)استنساخ                  ج)اخلاف                 د)عطایا

26-مشوق مولانا در سرودن مثنوی.............است. الف)شمس تبریزی             ب) حسام الدین چلپی                ج)صلاح الدین زرکوب           د)بهاأ ولد

27-درکدام گزینه فعل ، مرکب نیست؟ الف)تقریر کرد                 ب)تذکر داد                          ج)لطمه خورد                د)تنه زد   28-املای کدام گزینه غلط است؟ الف) خستگان                  ب)پرندگان                           ج)ستاره گان                 د)گشتزاران

29-کدام کتاب صحیح معرفی نشده است؟ الف)اخلاق ناصری :خواجه نصیر                     ب)کشف الاسرار:رشیدالدین میبدی ج)جنگ و صلح:لئوتولستوی                            د)دیوان شمس: شمس تبریزی 30-درکدام یک از کلمات زیر بن فعل به کار رفته است؟ الف)پوزش                 ب)نمایش                  ج)معاش                     د)سرزنش

31-کلمه چون در مصراع آب در حلق کریمان از کرم چون نوش ریز به لحاظ دستوری چیست؟ الف)حرف ربط           ب)قید                       ج)حرف اضافه             د)ضمیر

32-کدام یک از کلمات زیر اسم مشتق نیست؟ الف)دیدار                ب)آرایه                     ج)دیوار                     د)شناسه 33-درعبارت« تابستان نیز جای خودرابه پاییز می دهد و درختان از پوشش سبز عریان می شود» مفعول ومسند به ترتیب در کدام گزینه قرار دارند؟ الف)خود – عریان              ب)پاییز – عریان            ج)تابستان – خود           د)درختان – پوشش سبز

34- کلمه مصداق با کدام یک از کلمات زیر هم خانواده نیست؟ الف)صادق                      ب)مقصود                    ج)تصدّق                    د)صدوق

35-کدام یک از قالب های زیربرای سرودن منظومه های بلند مناسب است؟ الف)قطعه                      ب)مثنوی                      ج)قصیده                   د)غزل

36-کدام ترکیب ها متفاوت است؟ الف)اقلیم وجود             ب)استیلای مغول            ج)چشم نرگس               د)مجمع علمی

37-مفرد بقاع کدام کلمه می باشد؟ الف)بقایا                   ب)بقیه                         ج)بقعه                      د)بقیع

38-کدام گزینه اسم نکره دارد؟ الف)علی سینی راآورد.                ب)او یک تهرانی است .                                                               ج)من به سبزی علاقه دارم .                                                                  د)شخصی به مدرسه وارد شد. 39

-مفرد کلمه ای که صحیح نوشته نشده ،کدام گزینه می باشد؟ الف)آفاق :افق            ب)انجم : نجوم              ج)موانع : مانع             د)مشاهیر :مشهور

40-در عبارت (می روم بالا تا اوج، من پاز بال وپرم) کدام کلمه مسند است ؟ الف)بالا                  ب)اوج                       ج)پر                       د)بال و پرم

-نقش کلمات مشخص شده در مصراع /موی براندام خصم از بیم همچون نیش کن / الف) موی مفعول ، اندام 41متمم ، بیم مضاف الیه                              ب)موی فاعل ، اندام متمم ، خصم مضاف الیه ج) اندام متمم ، خصم مضاف الیه ، نیش مفعول                             د) موی مفعول ، اندام متمم ، بیم متمم

42- مولانا کتاب مثنوی معنوی را به خواهش جه کسی سرود ؟ الف )شمس تبریزی              ب)حسام الین چلپی             ج)فریدون زرکوب            د)عطار نیشابوری

43-کدام یک از ترکیب های زیر موصوف و صفت نیست ؟ الف) تلفظ صحیح               ب) سلام گرم                    ج) محبس تن                  د)صدای رسا

44- کدام یک از گزینه های زیر ترکیب اضافی است ؟ الف) گل لعل پوش           ب) جام عقیقی                     ج)لاله های شیرین لقا       د)باد صبا 45- این بیت چند جمله است؟      (حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود           قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد) الف) یک جمله               ب) دو جمله                       ج) سه جمله                 د)چهار جمله

46- در مصراع « آید دوان دوان و نهد بر کنار من »زمان فعل های "آید" و "نهد " کدام است ؟ الف)مضارع التزامی ، مضارع اخباری                             ب)مضارع اخباری ، مضارع اخباری ج ) مضارع التزامی ، مضارع التزامی                             د)مضارع اخباری ، مضارع التزامی

47- کدام کلمه با "نسخ" هم خانواده نیست ؟ الف) سنخ                    ب) نساخ               ج) منسوخ                  د) استنساخ

48- کدام گزینه مترادف کلمه ی "بی وقفه " است؟ الف )درنگ                 ب)پیوسته              ج)تامّل                     د)توقّف

49- کدام گزینه با سایر گزینه ها متفاوت است؟ الف) سعادت             ب) سعید                  ج) مستعد                  د) مسعود

50- کدام ترکیب وصفی است؟ الف) چشم طمع        ب) زمین سخاوتمند       ج) آسمان کویر           د) استیلای مغول

51- کدام یک از کلمات زیر، هم خانواده ی « حرم » نیست؟ الف) حرمت        ب) محرم                    ج) ترحیم                  د) محترم

52- کدام یک از ترکیب های زیر، « ترکیب وصفی » است؟ الف) عالم پیر    ب) کشورما                   ج) نفس باد                 د) چشم نرگس

53-در کدام جمله غلط املایی  وجود دارد؟

الف) همه ی توطئه ها و خباثت ها در مقابل اراده ی ملت ها هیچ است.

ب) اگر اهتمام او نبود، غالب آن اثار نفیس از میان می رفت.

ج) مسافران در روزهای فراغت به زیارتگاه های اطراف شهر می روند.

د) بعضی از اوقات هم با چشم نارنجی رنگش موزیانه چشمک می زد .

54- در کدام مصرع « مسند » به کار رفته است؟ الف) « آب شد برف زرد کوه سفید »                         ب) « دل به دنیا در نبندد هوشیار » ج) « گر تکبر می کنی، با خواجگان سفله کن »             د) « ابر هزار پاره بگیرد ستیغ کوه »

55- در کدام گزینه ، فقط اسم مشتق آمده است؟ الف) نوشتار، لیوان         ب) هزاره ، توانا           ج) تعمیرگاه ، دیوار            د) دانش ، قصه

56- در  جمله ی : « اکنون بندهای تو همه ببرم و فرج یابی » فرج یافتن به چه معناست؟ الف) فرصت یافتن        ب) شکاف ایجاد کردن       ج) باز گشتن                   د) رها شدن از مشکلات

57- در کدام جمله غلط املایی وجود دارد؟ الف) تا مردان در حسرت غافله ی کربلایی عشق ننمانند. ب) بدین گونه دارای قریحه ی  نقد وتحلیل می گردد. ج) این ملاطفت بپذیر که عاقل در مهمات توقف جایز نشمرد. د) بسیاری از تفریط ها برخاسته از بی تجربگی است.

  58- کتاب « کیمیای سعادت » تالیف کیست؟ الف) ابولفضل بیهقی         ب) محمد غزالی             ج) خواجه عبدالله انصاری             د) خواجه نصیر الدین توسی

59- در کدام بیت آرایه ی تشبیه به کار رفته است؟ الف) آن چه در علم بیش می یابد                    دانش ذات خویش می باید ب) علم بال است مرغ جانت را                    بر سپهر او برد روانت را ج) دل شود گر به علم بیننده                        راه جوید به آفریننده د) نه داناتر آن کس که والاتر است                که والاتر است آن که دانا تر است 

60- در کدام مصرع آرایه ی « تکرار» آمده است؟ الف)گه از دیوار سنگ آمد گه از در                       ب)نگشت آسایشم یک لحظه دمساز ج) بباید هر دو پا محکم نهادن                              د) حدیث زندگی می باید آموخت

61- کدام فعل « ماضی التزامی » است ؟ الف) دیده ام.        ب) دیده بودم.               ج) دیده باشم.                  د) می دیدم.   

   62- کدام ترکیب ترکیب وصفی  است؟ الف) شکر انعام           ب) خواب جهالت            ج) تنبیه خداوند        د) گل صدبرگ

    63- کدام گزینه درباره ی قالب « قصیده » صحیح نیست؟

الف) در قصیده مصرع اول با تمامی مصرع های دوم هم قافیه است.

ب) قصیده بشیتر به مدح و ستایش و تو صیف طبیعت می پردازد.

ج) قصیده و قطعه از نظر طرز قرار گرفتن قافیه، مانند هم هستند.

د) معمولا تعداد ابیات قصیده از پانزده بیت بشتر است.

64) معنی و مفهوم مصرع :« که تواند که دهد میوه ی الوان از چوب؟» در کدام گزینه آمده است؟

الف) چه کسی می تواند میوه های الوان از چوب بیرون بیاورد ؟

ب) چه کسی این میوه های رنگارنگ را از چوب به وجود آورده است؟

ج) هیچ کس قادر نیست که میوه های رنگارنگ از درخت به وجود آورد.

د) فقط خداوند می تواند میوه های رنگارنگ از درختان به وجود آورد.

65- معنی و مفهوم :« ماتم پسر، سخت نیکو بداشت» در کدام  گزینه آمده است؟    

   الف) مراسم عزاداری پسر را به خوبی برگزار کرد.

ب) از دست دادن پسر، برایش بسیار سخت بود.

ج) مرگ پسر نیکوکار را به سختی باور کرد.

د) پسر نیکوکار به سختی ماتم گرفت.

66- در جمله ی :« به فرزندان خود تقوا و فضیلت می آموزند» فضیلت به چه معنی است؟ الف) افزونی در علم         ب) صفت طبیعی انسان             ج) بخشش                 د) آسودگی خیال

67- در کدام جمله غلط املایی وجود دارد؟ الف) جلوگیری از هرز رفتن آب ، مراقبت لازم دارد. ب) برای همه صحنه ی کربلا تدائی شد. ج) گهر بی هنر زار و خوار است و سست. د) بر وجهی که در متقدم ، طعن نکند.

68- کتاب  « الهی نامه » تالیف کیست؟ الف) امام محمد غزالی                 ب) عنصرالمعالی کیکاووس         ج) خواجه نصیرالدین توسی           د) خواجه عبدالله انصاری

69- در کدام مصرع آرایه ی « جان بخشی »  به کار رفته است ؟

الف) نیست آب حیات جز دانش ب) چشمه های خروشان تو را می شناسند

ج) آفرینش همه تنبیه خداوند دل است

د) بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

70- در کدام گزینه واژه های « هم آوا » آمده است؟ الف) شبنم از روی برگ گل برخاست.                       ب) بر درختی شکوفه ای خندید.

ج) ای هدهد صبا به سبا می فرستمت.                       د) نمودش بس که دور آن راه نزدیک

71- کدام فعل « ماضی نقلی » است؟ الف) دیده باشید.                ب) رفته اند.                  ج) خریده بودم.                 د) سپردی

72- کدام ترکیب « ترکیب وصفی » است؟ الف) درس قرآن                ب) خلوت شب               ج) شب های تار                د) شوق کعبه

73- کدام قالب شعری برای سرودن « داستان » مناسب است؟ الف) غزل                      ب) قصیده                    ج) رباعی                        د) مثنوی

 74- کدام گزینه مفهوم « تشویق به یافتن دوستی بهتر » را توصیه می کند؟ الف) هم نشین تو از تو به باید                            تا تو را عقل و دین بیافزاید ب) با بدان کم نشین که صحبت بد                       گرچه پاکی ، تو را پلید کند ج) پسر نوح با بدان بنشست                             خاندان نبوتش گم شد د) تا توانی می گریز از یار بد                         یار بد بدتر بود از مار بد

75- معنی ومفهوم جمله ی « ابلیس زهره ندارد که گرد او گردد » در کدام گزینه آمده است؟

الف ) شیطان گرداگرد زهره حضور ندارد. ب) شیطان زهره ی گردیدن او را ندارد. ج) شیطان گرد زهره نمی گردد. د) شیطان جرات نزدیک شدن به او را ندارد.

76- در مصرع: « پایش از آن پویه درآمد ز دست » پویه به چه معنی است؟ الف) گرفتگی                        ب) دویدن                   ج) ناراحتی                   د) عجله

77- در کدا جمله غلط املایی وجود دارد؟

الف) وقت آن است که باقی ضمان خود را به ادا رسانم.

ب) در محاوراتی که میان دو کس رود خوض ننماید.

ج) هر که بر معصیت مصر بود از خدا نترسد. د) و از صریر ملک وی هیچ خبر ندارد. 

78- کتاب « تذکرة الاولیا » تالیف کیست؟ الف) عطار نیشابوری           ب) ابوالفضل بیهقی           ج) خواجه نصیرالدین توسی       د) عنصرالمعالی کیکاووس

79- در کدام بیت آرایه « جناس » به کار رفته است؟ الف) روزی که در آن نکرده ای کار                       آن روز ز عمر خویش مشمار ب) به تقدیر لطایف لب گشاید                               هزاران گوهر معنی نماید ج) عزت از خواری نشناخته ای                              عمر در خار کشی باخته ای د) خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش                        نگوید سخن تا نبیند خموش

  80- در کدام بیت « تخلص»  به کار رفته است؟

الف) یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور               کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور ب) حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار                     تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

ج) دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت               دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور د) در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم                  سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

81- کدام فعل «  ماضی بعید » است؟ الف) خریده ام.               ب) خریده باشد.                ج) خریده بودم.                   د) می خریدیم. 82- کدام ترکیب « ترکیب وصفی » است؟ الف) روزگار وصل          ب) خداوند دل                 ج) مرغان سحر                  د) خوشه ی زرین

83- کدام قالب شعری از نظر طرز قرار گرفتن قافیه شبیه به قالب قصیده است؟ الف) غزل                    ب) مثنوی                      ج) قطعه                          د) شعر نیمایی

84- مفهوم « بهره گیری از زمان » در کدام گزینه آمده است؟

الف) درخت تو گر بار دانش بگیرد                         به زیر آوری چرخ نیلوفری را

ب) بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار                     خوش بود دامن صحرا وتماشای بهار

ج) قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند                 بس خجالت که از این حاصل ایام بریم

د) عاقبت انذیش ترین کودکی                              دشمن او بود از ایشان یکی

  85- معنی و مفهوم جمله ی : « هیچ کس دستگیر تر از سالار خرد نیست » در کدام گزینه آمده است؟ الف) هیچ کس نمی تواند سالار خرد را دستگیر کند.

ب) فرمانروای اندیشه هیچ کس را بازداشت نمی کند. ج) دستگیری سالار خرد بر عهده ی هیچ کس نیست. د) تنها عقل و اندیشه است که به انسان کمک می کند.

86- معنی کدام واژه صحیح است؟ الف) خلف: جانشین                           ب) مشک: عابد ج) عطیّه : بخشنده                            د) اَ غراض: سود شخصی

87-  با توجه به معنی ، املای کدام واژه غلط است؟ الف) خباثت: بد ذاتی                                   ب) نصیب: بخت و ااقبال ج) توزیع : پراکندن                                     د) حجران : دوری

88- کتاب « فضیلت های فراموش شده » اثر کیست؟ الف) محمد جعفر یاحقی                              ب) ملّا عباس تربتی ج) حسینعلی راشد                                     د) محمود صناعی

89- کدام گزینه با کلمه ی « غنیمت » هم خانواده نیست ؟ الف) اغتنام                                           ب) غنی ج) مغتنم                                              د) غنایم

90- از میان ترکیب های زیر کدام یک « وصفی » است؟ الف) غم هجران               ب) شادی وصل                   ج) چشم نرگس           د) کارگر بافنده

91- مغعول کدام جمله ، اسم مشتق است؟ الف) دوستم کتاب تاریخ را گم کرد.              ب) دیروز پدرم   تعمیرگاه را فروخت. ج) باغبان باغ را مرتب کرد.                      د) من اسم شما را نمی دانم.

92- در کدام گروه از کلنات به ترتیب « اسم نکره ، اسم عام و اسم مشتق » به کار رفته است؟ الف) مدرسه ، سرزمین ، دوستانه                 ب) یک فروشگاه ، کتاب ، دسته ج  ) قالی ، میز ، افزایش                           د) صندلی ، پرنده ، نمایش 93- کدام قالب شعری برای سرودن « داستان » مناسب است؟ الف) قطعه                  ب) قصیده                           ج) غزل                د) مثنوی

94- معنی مصرع « از درون خستگان اندیشه کن » در کدام گزینه آمده است؟ الف) در اندیشه انسان های خسته باش. ب) انسان های خسته اندیشه عمیقی دارند. ج) به درون انسان های خسته بیاندیش. د) از آه دل انسان های رنج دیده بپرهیز

95- برای سهولت در رسیدن نامه، نوشتن ............. گیرنده و فرستنده ضرورت دارد. الف) شناسه پستی               ب) نام               ج) آدرس                د) تلفن

96- معنی کدام واژه ی مشخص شده ، غلط است؟ الف) « بر وجهی که در متقدم طعن نکند.» ( زیاده روی ) ب) « بیمار با تعرض پاسخ داد..» ( تجاوز) ج) « آینده را با سه چیز می توان ساخت: تحصیل ، تهذیب و ورزش .» ( خالص کردن ) د) « نام تو رخصت رویش است و طراوت .» ( دستور)

97- در کدام گزینه ، غلط املایی وجود دارد؟ الف) جلوگیری از هرز رفتن آب، مراقبت خاصّی لازم دارد. ب) اگر فرهنگ و طرز دید او پایه و مایعی گرفته باشد. ج) از کار تعمیر هواپیما فرغت یافتم. د) قصر امل تنها  با کار و تلاش ساخته می شود.

98- موضوع کتاب « اسفار » چیست؟ الف) عرفان و اخلاق               ب) اخلاق و تربیت                ج) عرفان و تصوّف               د) فلسفی

99- شکل گرافیکی مقابل ، نشان دهنده ی کدام قالب شعری است؟ الف) غزل                                                      ____________            ____________× ب) قطعه                                                       ____________            ____________× ج) مثنوی                                                      ____________            ____________× د) قصیده 100- در بیت « دشمن دانا که غم جان بود          بهتر از آن دوست که نادان بود » کدام ترکیب "اضافی" است؟ الف) دشمن دانا                ب) دوست که نادان              ج) غم جان                 د) بهتر از آن

101- کدام یک از موارد زیر از ویژگی های « شعر حماسی » نیست ؟ الف) آهنگی پر صلابتدارد. ب) برانگیزندهی حسّ وطن دوستی است. ج) ادبیات پایداری جزئی از آن است. د) سرشار از نصیحت است.

102- کدام گزینه ، نشانه ی ماضی استمراری کهن است؟ الف) آوردن " ب " در آغاز فعل                         ب) آوردن " می " در پایان فعل ج) آوردن " می " درآغاز فعل                            د) آوردن "ی" در پایان فعل

103- همه ی گزینه ها ، جز گزینه ی ......... ویژگی نثر کهن را بیان می کند. الف) تکرار فعل                                         ب) طولانی بودن جملات ج) فراوانی فعل ها                                      د) تکرار کلمات

104- مفهوم یاری گری "علم " در کدام گزینه آمده است؟ الف) نه داناتر آن کس که والاتر است               که  والاتر آن کس که داناتر است ب) آن چه در علم بیش می باید                     دانش ذات خویش می باید ج) به دانش شود مرد پرهیزکار                   چنین گفت آن بخرد هوشیار د) که دانش ز تنگی پناه آورد                      چو بیراه گردی به راه آورد

      105- کدام گزینه مفهوم « پرهیز از کار بیهوده » را پیشنهاد می کند؟

الف) در میان جمع، هیچ کس را پند مده. ب) سخن ناپسندیده مگوی.

ج) به غم ردان شادی مک. د) بر گذشته و شکسته و ریخته افسوس مخور. 


پاسخ سولات تستی

      1) د                                                                  31)ج 2)ب                                                                  32) ج 3)ب                                                                  33) الف 4)ج                                                                  34) ب 5)ج                                                                  35) ب 6)ب                                                                 36) د 7)ب                                                                37) ج 8)ج                                                                 38) د 9)د                                                                  39) ب 10)د                                                                40) ج 11)ج                                                               41) د 12)الف                                                             42) ب 13)ب                                                               43) ج 14)د                                                                44) د 15)الف                                                             45)ج 16)ج                                                               46) ب 17)ج                                                                47)الف 18)الف                                                              48) ب 19)د                                                                49)ج 20)ب                                                              50)ب 21)ج                                                              51)ج 22)ب                                                             52)الف 23)ب                                                             53) د 24)الف                                                           54) الف 25)ب                                                             55) ب 26)-ب                                                           56) د 27)د                                                             57) الف 28)ج                                                            58) ب 29)د                                                            59) ب 30)ب                                                           60) الف   61) ج            62) د           63) ج            64) د            65) الف           66) الف               67) ب 68) د            69) ب           70) ج           71) ب           72) ج             73) د                   74) الف 75) د            76) ب           77) د           78) الف          79) ج             80) ب                  81)ج 82) د            83) الف         84) ج          85) د              86) الف          87) د                    89) ج 90) ب           91)  د          92) ب          93)ب              94) د             95) الف                 96) الف 97) ب           98) د          99) ب         100) ج            101) د           102) د                  103) ب 104) د          105) د



با تشکر فراوان از همکار بسیار زحمت کشمان

خانم امینی


+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه یکم آذر 1391 و ساعت 16:18 |

قابل توجه همکاران عزیر

گروه ادبیات


همکار گرامی در تاریخ 91/9/15 با مراجع به سایت


زیردر  مسابقه online استان بوشهر شرکت نمایید



تا شما هم به ره یافتگان منطقه راه پیدا کنید.


www.tehrangam.com بخش خبر  گروه
ادبیات راهنمایی


لازم به ذکر است  شما می توانیدمنابع


آزمون که بصورت دو فایل PDF است را


هم اکنون از آدرس بالا


دانلود کنید.


با آرزوی موفقیت شما عزیزان


مزیدی


+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در شنبه بیست و هفتم آبان 1391 و ساعت 19:56 |

نشاني پايگاه کيفيت بخشي ادبيات فارسي دوره راهنمايي کشور مستقر در استان بوشهر

 پايگاه کيفيت بخشي ادبيات فارسي دوره راهنمايي کشور  مستقر در استان بوشهر

www.pkak.ir


+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 و ساعت 20:22 |

فراخوان مقاله ادبيات فارسي

  موضوع : فراخوان مقاله برای نشر در گاه­نامه صریر

   سلام عليكم؛

با احترام، به اطلاع می­رساند، پایگاه کیفیت بخشی درس ادبیّات فارسی دوره راهنمایی تحصیلی، مستقر در  گروه­های آموزشی استان بوشهر در نظر دارد فراخوان مقاله و یافته­های نوین آموزشی را  جهت درج در کاه­نامه صریر  برگزار نماید.

 محورها:


- نقد، بررسی و تحلیل محتوای کتب فارسی دوره راهنمایی
- کاربرد شیوه­­های نوین یاددهی، یادگیری ادبیات فارسی دوره راهنمایی
-  نقد و تحلیل شیوه­های ارزشیابی موجود و ارائه استانداردهای ارزشیابی مناسب
 - ارائه تجربه­های علمی و ابتکاری در آموزش درس املا و انشا
-  طرح­ها و ایده­های جدید و نوآورانه در فرایند آموزش مطالب کتاب
 - آسیب شناسی دروس آزاد
 - ارائه خاطرات و تجربه­های آموزشی و تربیتی
 - بررسی فلسفه ی وجودی یک درس و نقد محتوای آن
 - ارائه ره یافت های جدید در آموزش مهارت­های زبانی
-  بررسی گره گاه­های کتاب ادبیات فارسی

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 و ساعت 20:21 |

شيوه نامه ي آزمون برخط
با عرض سلام خدمت همكاران و ادب دوستان عزيز
پايگاه كيفيت بخشي ادبيات فارسي راهنمايي كشور در راستاي اجراي برنامه ي عملياتي خودو افزايش
مهارت هاي حرفه اي معلمان در سال تحصيلي 92-91 اقدام به برگزاري مسابقه ي برخط –  onlineدبيران ادبيات فارسي راهنمايي مي نمايد.
زمان اجرا:
91/9/15
مرحله ي استاني
91/12/16
مرحله ي كشوري:

(این منابع در بخش اخبار ادبیات دوره راهنمایی سایت WWW.tehrangam.ir موجود می باشد .)

منابع آزمون

الف) مرحله ي استاني:

-1 راهنمای عملی روش های فعال و اكتشافی در آموزش منوچهر فضلی خانی نشر: نوین
-2 روش های نوین یاد دهی – یاد گیری و كاربردهای آن در آموزش برنامه درسی
مولفان: فریدون اكبری شلدره ای – دكتر حسین پور مقدم فاطمه صفری علیزاده نشر: فرتاب
ب: مرحله ی كشوری:
-1 اندازه گیری سنجش و ارزشیابی آموزشی ویرایش ششم دكتر علی اكبر سیف نشر: دوران
-2 انواع ادبی سیروس شمیسا نشر: فردوسی
شرایط اجرای آزمون:
-1 برگزاری آزمون در هر دو مرحله به عهده ی پایگاه كیفیت بخشی می باشد
-2 شماره ی پرسنلی دبیران شركت كننده در آزمون به عنوان رمز ورود و به سامانه ی آزمون مورد استفاده قرار
خواهد گرفت.
-3 تعداد سؤالات در هر مرحله 60 عدد و مدت زمان پاسخ و گیی به آن ها 50 دقیقه می باشد.
-4 جهت برگزیدگان نهایی (مرحله ی كشوری) آزمون، تقدیرنامه از طرف اداره كل آموزش و پرورش استان
بوشهر صادر خواهد شد.
-5 سر فصل های آزمون كشوری بعد از اجرای مرحله ی استانی، متعاقبا اعلام خواهد شد.
عنوان منبع مؤلف صفحاتسر فصل ها و صفحات منابع استانی روش های نوین یاد دهی و یادگیری فریدون اكبری شلدره ای و دیگران
فصل اول: نظریه های یاددهی – یادگیری و كاربرد آن ها39- نظریه یگشتالت 47
82- نظریه یدیویی، گانیه و برونر 90
فصل دوم: الگو های یاددهی و یادگیری
98- الگوی عمومی تدریس 111
121- الگوی دریافت مفهوم 127
146- الگوی آموزشی پیش سازمان دهنده 155
218- الگوی طرح درس روزانه 229
فصل سوم: روش های یاد دهی – یادگیری
233- مقدمه تا ابتدای روش اكتشافی 239
263- روش ایفای نقش 265
265- روش تدریس مبتنی بر ایفای نقش 271
راهنمای عملی روش های فعال و اكتشافی در آموزش منوچهر فضلی خانیفصل اول
15- تعریف و ابعاد یادگیری 35
فصل سوم: نگاهی به روش های فعال و اكتشافی
95- روش بارش مغزی 105
193- روش بدیعه پردازی 197


 

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 و ساعت 20:18 |
شيوه نامه ي ارزش يابي فارسي دوره ي راهنمايي
ارزش يابي آزمون هاي مستمر و پاياني درس هاي فارسي(مهارت خواندن و كاربست ريز
مهارت هاي خوانداري انشا (مهارت نگارش و خلاّقيت هاي نوشتاري ) و املا (مهارت درست
نويسي و توانايي تشخيص شكل هاي نوشتاري ( منطبق با مصوبه ي شوراي عالي آموزش و
پرورش و آيين نامه ي ارزش يابي دوره ي راهنمايي به شرح زير است:
-1 خواندن فارسي: شفاهي - عملي ( 20 نمره)
ارزش يابي تكويني : 20 نمره
آزمون تكويني (مستمر) مي تواند شامل موارد زير باشد: روخواني متن با رعايت آهنگ و لحن ،
درك مطلب، خود ارزيابي، دان ش هاي زباني و ادبي،كارگروهي، حفظ شعر ، مطالعه و كتاب خواني و
پژوهش،توانايي در سخنوري و فنّ بيان،پاسخ به فعاليت ها و تمرين ها، شعرخواني و روان خواني.
يادآوري : نمره ي هر يك از ريزموادهاي بالا به تشخيص معلمّ و متناسب با شرايط كلاس و درس
تعيين مي شود.
ارزش يابي پاياني : 20 نمره
( - خواندن: 10 نمره ( روخواني 5 + درك مطلب 5
- شناخت واژگان در جمله: 3نمره( مترادف، مخالف ، شبكه ي معنايي( شامل مراعات نظير،ارتباط
معنايي زنجيره ي واژگان)
- دانش هاي زباني و ادبي : 5 نمره (دانش زباني 2+ دانش ادبي 2 + تاريخ ادبيات 1 نمره)
- حفظ شعر: 2 نمره
(20+20=40:2 = *نمره ي نهايي :ميانگين ارزش يابي تكويني و پاياني ( 20
يادآوري : در هر نوبت به دلخواه دانش آموز ، فقط يك شعر حفظي خواسته شود.
-2 املاي فارسي: كتبي ( 20 نمره)
- ارزش يابي تكويني : 20 نمره
20 نمره (املاي تقريري تقسيم بر دو + 10 نمره فعالي ت هاي املايي بخش نوشتن)
- ارزش يابي پاياني : 20 نمره
20 نمره (املاي تقريري تقسيم بر دو+ 10 نمره فعاليت هاي املايي بخش نوشتن)
(20+20=40:2 = * نمره ي نهايي: ميانگين ارزش يابي تكويني و پاياني( 20
يادآوري : در املاي تكويني مي و تان از درس هاي پيشين و حتيّ ديگركتاب هاي درسي همان
پايه نيز املا گفت .
-3 انشاي فارسي ( 20 نمره)
- ارزش يابي تكويني : 20 نمره
10 نمره انشا + 10 نمره فعاليت هاي نگارشي بخش نوشتن
- ارزش يابي پاياني : 20 نمره
10 نمره انشا + 10 نمره فعاليت هاي نگارشي بخش نوشتن
*نمره ي نهايي:ميانگين ارزش يابي تكويني و پاياني(يعني:ارزش يابي تكويني: 20 نمره+
( ارزش يابي پاياني 20 نمره ، تقسيم بر دو = 20
در ارزش يابي انشا به موارد زير توجه شود:
-1 رعايت نظم منطقي و پرورش موضوع
-2 به كارگيري درس  ت نكته هاي نگارشي، دستوري و املايي
-3 أ تكيد و توجه به استفاده از جمله هاي نو و خلاّقانه در انشا
-4 توانايي بهره گيري از عنصر توصيف
-5 به كارگيري واژگان مناسب و تعبيرها و تركيب هاي خوش ساخت
-6 استفاده از آيات و روايات متناسب با موضوع
-7 به كارگيري امثال و حكم و اشعار مناسب
-8 بهره گيري از آرايه ها و عناصر زيبايي سخن
-9 پيراسته، ويراسته و پاكيزه نويسي و....
در صورت برخورداري نوشته از فضاي خلاّقانه و نگاه نو مي توان از برخي كاستي هاي ظاهري و
كم اهميت مانند نشان هگذاري ها و خط خوردگي ها چشم پوشي كرد.
به نقل از : گروه زبان و ادبيات فارسي دفتر برنامه ريزي و أ تليف كتاب هاي درسي

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 و ساعت 20:15 |

منابع آزمون برخط (آنلاین)

1- راهنمای عملی روش های فعال و اکتشافی در آموزش

نویسنده : منوچهر فضلی خانی

نشر: نوین

2- روش های نوین یاد دهی – یاد گیری و کاربردهای آن در آموزش برنامه درسی

مؤلفان: فریدون اکبری شلدره ای - دکتر حسین پورمقدم - فاطمه صفری علیزاده 

نشر: فرتاب

3- اندازه گیری سنجش و ارزشیابی آموزشی  (ویرایش ششم ) 

نویسنده: دکتر علی اکبر سیف

نشر: دوران

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 و ساعت 20:10 |

                                         «به نام خداوند جان و خرد»                                    2/8/1390

زدل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن     از این یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن

شیوه نامه ارزشیابی پیشنهادی درس املا و نگاش دوره راهنمایی تحصیلی

      در جلسه ای که با حضور سرگروه های درس زبان و ادبیّات فارسی استان های کشور در محلّ همایش پایگاه کیفیت بخشی این درس، در استان بوشهر برگزار گردید، شیوه نامه ی پیشنهادی ارزشیابی و بارم بندی درس نگارش و انشا و نیز درس املای فارسی، به شرح زیر مورد توافق سرگروه های استانی کشور قرار گرفت. امید است دفتر تألیف و وزارت متبوع، پس از بازنگری، در صورت صلاحدید نسبت به ارسال آن به ادارات کل آموزش و پرورش  سراسر کشور اقدام فرمایند.

بارم بندی درس انشا و نگارش

الف)بارم بخش سئوال های نگارشی (10 نمره ) :

1-     طرح سئوال از کادرهای رنگی نگارش بخش پایانی نوشتن                        2 نمره

2-    معنی و مفهوم متون نظم یا نثر                                                           1 نمره

3-    سئوال های نگارشی بخش نوشتن شامل موارد پیشنهادی ذیل:                      7 نمره

-         جمله سازی با ترکیب های و واژه های زیبا و نشانه گذاری جمله ی مربوطه

-         کامل کردن عبارت های ناتمام در چند جمله یا سطر

-         نوشتن یک بند از دریافت یک تصویر

-          کاربرد مناسب نشانه های نگارشی در یک عبارت

-         تبدیل یک جمله ی زبانی به ادبی و بالعکس

-         آوردن صفات مناسب برای واژه ها

-         نوشتن معادل کلمات مصوّب فرهنگستان

-         و ...

تذکر: لطفا در نوشتن جمله های ناتمام یا تصویر نویسی حتما تعداد جملات و ارتباط معنایی آن ها با هم همراه با نشانه گذاری ذکر شود. و بارم بر اساس موارد خواسته شده تنظیم گردد.

ب) نوشتن موضوع انشا با رعایت معیارهای انشا نویسی با توجه به شیوه نامه ی ارزشیابی درس ادبیات فارسی به شماره   24378/1/101  تاریخ 25/8/89                10 نمره

بارم املای فارسی

الف) بخش سئوال های املایی (10 نمره )

-         یافتن غلط های موجود در متن و نوشتن شکل صحیح آن. ( ارزش هر واژه تصحیح شده 5/. نمره)   2 نمره

-         طرح سئوال از کادرهای رنگی املایی بخش پایانی نوشتن.                                                  2 نمره

-         جمله سازی (ساختن جمله ها با کلماتی که بار املایی دارند.)                                              1 نمره

-         ساختن واژه های معنی دار از حروف به هم ریخته.                                                            1 نمره

-         انتخاب شکل صحیح املای واژه با توجّه به معنای جمله.                                                     1 نمره

-         انتخاب شکل صحیح املای واژه ها با توجّه به معنای کلمه.  ( هر مورد 25/0 نمره )                    1 نمره

-         تکمیل شکل ناقص واژه هایی که بار املایی دارند.                                                            1 نمره

-         طرح سئوال با توجّه به روابط واژگانی(مترادف، هم آوا، هم خانواده، متضاد و ...)                        1 نمره

ب) متن املای تقریری     10 = 2 : 20 

- متن املا از آسان به مشکل طرح گردد

- متن املا از 3 تا 5 بند و بین 9 تا 12 سطر باشد که حداقل 10 تا 12 واژه ی جدید کتاب را در بر بگیرد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه هفدهم آبان 1391 و ساعت 14:46 |
  

1390/07/26     سوالات المپياد ادبي- پايه سوم راهنمايي1 نظرات  0 نظر
   

4) كدام يك از گزينه­ ها معني واژه­ي «قريحه» است؟

1- روستا                            2- بيهوده                                      3- ستيزه                            4- ذوق 

5) معني درست كلمه «تنبيه» در مصراع «آفرينش همه تنبيه خداوند دل است» كدام است ؟

1- مجازات كردن                     2- آگاه كردن                                 3 - ادب كردن                      4- گوشمالي دادن

6) در عبارت زير چند غلط املايي وجود دارد؟

«در دوستي نبايد افراط كرد و همه­ي اصرار و رازها را نبايد به دوست گفت. بسياري از تفريط­ها در ارتباط­هاي ما، برخواسته از بي تجربگي ما در ايجاد ارتباط با ديگران است».

1-چهار                                         2- سه                                         3- دو                                         4- يك

7) با توجه به املاي واژه­ها، كدام يك از كلمات درست معني شده است؟

1- زُهره = درخشان                            2- طرّار= دزد                   3- جَزَع = شادي                4- استراق سمع= سرقت سمعك

8) با توجّه به معني، املاي كدام يك از گزينه­ها غلط است؟

1- طعن = سرزنش             2- مُهاورت =گفت و گوها     3- خوض نمودن = به عمق چيزي فرو رفتن        4- متقّدم = پيشين

 

ب) درك مطلب و متون نظم و نثر

9) با توجه به درس« جوانان و فرهنگ» حكيم و تاريخ نويس يوناني، كدام يك از موارد زير را جزء برنامه­هاي آموزشي كودكان ايراني، نمي­داند؟

1- دادگري، اعتدال و قناعت   2- آيين رزم و شكار            3- شركت در مجالس فرهنگي   4- خو گرفتن به سختي و پرورش تن و روان

10) كدام يك از گزينه­ها مفهوم مصراع « چو دخلت نيست، خرج آهسته­تر كن» است ؟

1- چون خرج نمي­كني، درآمدي نداري.                          2- مطابق با درآمدت، خرج كن.

3- مطابق با خرجت، درآمد كسب كن.                            4- خرج كن تا درآمد داشته باشي.

 11) شاعر در بيت زير چه شرايطي را براي«ارجمند شدن» لازم مي­داند؟

«بدان كوش تا زود دانا شوي / چو دانا شوي زود والا شوي»

1- كوشايي                                  2- والايي                                    3- دانايي                         4- توانايي

12) مفهوم حديث معروف « مَن عَرَفَ نَفسَه فَقَد عَرَفَ رَبّه» با كدام بيت ارتباط دارد؟

1- دل شود گر به علم بيننده / راه جويد به آفريننده             2- نيست آب حيات جز دانش / نيست باب نجات، جز دانش

3- دل بي علم، چشم بي نور است / مرد نادان، زمردمي دور است        4- آن چه در علم بيش مي­بايد/ دانش ذات خويش مي­بايد

13)كدام يك از گزينه­ها معني و مفهوم درست­تر عبارت زير است؟

«هيچ پناهي مرا به از سايه عقل و هيچ كس دستگيرتر از سالار خرد نيست».

1- هيچ كس در پناه عقل و سايه­ي خرد نمي­ماند.                    2- هيچ پناهگاهي بهتر از عقل و هيج كمك كاري بهتر از خرد نيست.

3- هيچ­كس بهتر از سايه­ي عقل و هيچ كمك كاري بهتر از خرد نيست.    4- هيچ­كس دستگير كننده­تر از سالار خرد نيست.


 

14) مفهوم عبارت «اين ملاطفت بپذير كه عاقل در مهمّات توقّف جايز نشمرد»كدام است؟

1- اين مهرباني را بپذير؛ زيرا عاقل در كارهاي مهم توقّف مي­كند.                             2- اين مهرباني را بپذير؛ زيرا عاقل در انجام كارهاي مهمّ درنگ نمي­كند.

3- اين مهرباني را بپذير؛ زيرا عاقل مهمّات را نگهداري نمي­كند.                              4- اين مهرباني را بپذير؛ زيرا مهمّ است كه عاقل توقّف نكند.

15) «مقرون به ابواب بلا و مشقّت» يعني:

1- قرن­ها در ابواب بلا و سختي                                               2- قرن­ها در دروازه­هاي بلا و دشواري

3- نزديك به درهاي بلا و سختي                                            4- در عين بلا و آسايش

16) كدام گزينه­ با بيت « هر گياهي كه از زمين رويد  /  «وَحدَهُ لاشَريكَ لَه»گويد»  ارتباط معنايي كمتري دارد؟

  1- پاك و بي عيب خدايي كه به تقدير عزيز /  ماه و خورشيد مسخّر كند و ليل و نهار      

  2- كوه و دريا  و درختان همه در تسبيح­اند / نه همه مستمعي فهم كند اين اسرار

  3- هركس به طريقي صفت نعت تو گويد / بلبل به غزل خواني و قمري به ترانه

  4- بلبلان وقت گل آمد كه بنالند از شوق / نه كم از بلبل مستي، تو بنال اي هوشيار

17) در بيت زير، دوست خوب چگونه معرّفي شده است؟

« دوست آن باشد كه گيرد دست دوست / در پريشان حالي و درماندگي »

1- وقتي درمانده شد، به سراغ دوست مي آيد.                               2- هنگامي كه بيمار شد، دوستي خود را ثابت مي­كند.

3- هنگام نيازمندي به كمك تو مي آيد.                                      4- هنگامي كه بيمار شدي به سراغ دوست ديگري مي­رود.

18) كدام يك از گزينه­ها مفهوم درست­تر عبارت زير است؟

« پادشاهي چون محمود اين جهان بدو داد و پادشاهي چون مسعود، آن جهان».

1- سلطان محمود، دنيا و سلطان مسعود حكومت را به او داد.

2- سلطان محمود و سلطان مسعود او را به راه خير هدايت كردند.

3- سلطان محمود ثروت دنيا را به او داد و سلطان مسعود نيكي به او داد.

4- سلطان محمود وزارت را به او داد و سلطان مسعود، جهان آخرت را به او داد.

19) كدام مفهوم براي بيت زير درست­تر است؟

« مهرابله، مهر خرس آمد يقين / كين او مهر است و مهر اوست كين »

1- مهر انسان نادان با مهر خرس تفاوت دارد.                               2- مهر و كين خرس يكي است.

3- مهر انسان نادان، مانند دوستي خاله خرسه است.             4- كين انسان نادان با خرس فرق دارد.

20)  دو بيت زير كه از درس آب و آيينه انتخاب شده، در باره­ي كيست ؟           

  « چشمه­هاي خروشان تو را مي­شناسد / موج­هاي پريشان تو را مي­شناسد

     پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي  /   ريگ­هاي بيـابان تو را مي­شناسد»

1- حضرت امام رضا عليه السّلام           2- حضرت امام خميني "ره"               3- شهيد آويني      4- شادروان قيصر امين پور

 

پ) دستورزبان

21) نوع و زمان فعل جمله­هاي زير، به ترتيب كدام است ؟

« صيّادان بسيار آنجا آمدندي». « من هميشه ناكامي تو را عين شادكامي خود شمردمي».

1- مضارع اخباري- مضارع اخباري                                            2- ماضي استمراري- مضارع اخباري

3- ماضي استمراري- ماضي استمراري                                     4- مضارع اخباري – ماضي استمراري

22) كدام يك از تركيب­هاي زير، تركيب وصفي است؟

1- خداوند دل                    2- مرغان سحر                              3- خوشه­ي زرّين               4- دامن صحرا


 

23) كدام يك از گزينه­هاي زير درست است؟

1- مي­گفتم= مضارع اخباري   2- گفته باشم = ماضي التزامي      3- گفته بوديد = ماضي نقلي          4-خواهم گفت = ماضي استمراري

24) كدام يك از جمله­هاي زير ساده است؟

1- وقتي كه من رسيدم، او رفته بود.                                          2- اگر درس بخواني، موفقّ مي­شوي.

3-  او دوست واقعي من است و مرا راهنمايي مي­كند.                      4- تا نيايي، او نمي­آيد.

 

ت) تاريخ ادبيّات

25) «هشت كتاب» از كيست؟

1- ابوالفضل هروي             2- سهراب سپهري                         3- شهيد مطّهري               4- سعدي

26) نويسنده­ي كدام يك از آثار زير درست ذكر شده است ؟

1- فرج بعد از شدّت= اسعد دهستاني                                         2- الابنيه عن حقايق الادويه = نصرا.. منشي

3 -كليله و دمنه = بوشكور بلخي                                              4- كشف الاسرار = ميبدي

27) كدام يك از آثار زير از امام محمّد غزالّي است؟

1- روضه­ي خلد                 2- كيمياي سعادت                            3- اخلاق ناصري             4- مخزن الاسرار

28) توضيحات زير مربوط به چه كسي است؟

« يكي ازدانشمندان قرن ششم است كه كتاب «مرزبان نامه» اثر« مرزبان بن رستم» را به زبان طبري بود به فارسي برگرداند».

1- سعدالدّين وراويني           2- عطّار نيشابوري                          3- ابوريحان بيروني             4- ناصر خسرو

 

ث) نگارش و انشا

29)   كدام گزينه در باره­ي متن زير صادق نيست؟

تاريك روشن صبح بود. توي كوچه­هاي تنگ و تاريك شهر كسي ديده نمي­شد. صداي خروسي از دور دست مي­آمد. خانه­هاي كاه گلي با ديوارهاي كوتاه كم كم به چشم مي­آمدند. صداي اذان صبح از گلدسته­هاي مسجد پر مي­كشيد، از ديوارهاي
خانه­ها مي­گذشت  و از پنجره­هاي نيمه باز توي اتاق­ها مي­رفت.

1- شبكه معنايي                 2- مراعات نظير                             3- نثر تاريخي                   4- فضا سازي

30)  همه گزينه­ها به جز گزينه­ي ................... از ويژگي­هاي يك متن جذّاب است.

1- آغاز نيكو                     2- پيوستگي و انسجام                      3- طرح ريزي اوّليّه             4- پايان بندي مناسب

31) همه­ي گزينه­ها به جز گزينه­ي .........................براي غني­تر شدن متن انشا به كار مي­رود.

1- كاربرد نكته­هاي حكمت آميز                                                 2- تفصيل و بلندي عبارت­ها و جمله­ها

3- استفاده از اشعار مناسب                                                       4- استفاده از اندرزها و حكايات كوتاه اخلاقي 

32) هر گاه در انشا ،از زبان شخصيّت­ها سخن مي­گوييم به كدام يك از موارد زير نبايد توّجه كرد؟

1- موقعيّت و شخصيّت                     2- شكل و قيافه                 3- زبان                           4- بيان و نوع واژه­ها

 

ج) بياموزيم­ ( دانش­هاي ادبي)

33) كدام يك از گزينه­ها، درباره­ي عبارت زير درست است؟

« با خود مي­گفتم: جنگ بر پا شده بود تا محمّد جهان آرا به آن قافله­اي ملق شود كه به سوي عاشورا مي­رفت».

1- گفت وگوي بيروني                     2- ديالوگ                       3- مونولوگ                     4- گفت و گوي با ديگران


 

34) در بيت زير چه آرايه­اي ديده مي­شود؟

آن شير زن بميرد؟ او شهريار زاد  /  « هرگز نميرد آن­كه دلش زنده شد به عشق»

1- تشبيه                          2- تشخيص                                  3- تجنيس                                    4- تضمين

35) كدام يك از موارد زير«داستان حيوان» يا «فابل» نيست؟

1-كليله و دمنه                   2- موش و گربه                             3- مخزن الاسرار                           4- مرزبان نامه

 

چ) آرايه­هاي ادبي ( فصل سوم كتاب دانش­هاي ادبي)

36-آرايه­اي كه به زيبايي بيت زير افزوده است، در كدام بيت مي­توان مشاهده كرد؟

«ارغوان جام عقيقي به سمن خواهد داد / چشم نرگس به شقايق نگران خواهد شد»

1- به سرو گفت كسي ميوه­اي نمي­آري / جواب داد كه آزادگان تهي دستند

2- اي كه دستت مي­رسد كاري بكن /  پيش از آن كز تو نيايد هيچ كار

3- مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد / نقش هر نغمه كه زد راه به جايي دارد

4- بوي جوي موليان آيد همي / ياد يار مهربان آيد همي

37-در دو بيت زير چند تشبيه وجود دارد؟

«شب افروزي چو مهتاب جواني/ سيه چشمي چو آب زندگاني

دو شكّر چون عقيق آب داده/  دو گيسو چون كمند تاب داده»

1- دو                             2- سه                                          3- چهار                                    4- پنج

38-در كدام گزينه آرايه­ي استعاره وجود دارد؟

1- سرو او از غم جانكاه خميد                                      2- نرگس چشمش مرواريد اشك مي­ريزد.

3- من داستان شيرين را خوانده­ام                                 4-چراغ دانش را در خانه دل بر افروخت

39-در كدام گزينه تشخيص يا انسان انگاري به كار رفته است؟

1- سر آن ندارد امشب كه برآيد آفتابي /  چه خيال­ها گذر كرد و گذر نكرد خوابي

2-گل بخنديد و باغ شد پدرام /  اي خوشا جهان در اين هنگام

3-دوستان شرح پريشاني من گوش كنيد /  داستان غم تنهايي من گوش كنيد

4-پيكرتراش پيرم و با تيشه­ي خيال /  يك شب تو را ز مرمر شعر آفريده­ام

40-در كدام گزينه كنايه  به كار نرفته است؟

1-هنوز از دهن بوي شير آيدش /  همي راي شمشير و تير آيدش

2-از مكافات عمل غافل مشو /  گندم از گندم برويد جو ز جو

3-يكي قطره باران ز ابري چكيد /  خجل شد چو پهناي دريا بديد

4-حافظ نه حدّ ماست چنين لاف­ها زدن /  پاي از گليم خويش، چرا بيشتر كشيم

41-كدام عبارت مسجّع است؟

1- بر ظاهرش عيبي نمي­بينم و باطنش را هم تشخيص نمي­دهم.

2- قيمت شكر نه از ني است؛ بلكه آن خود خاصيّت آن است.

3- شاگرد بي ارادت عاشق بي زراست و عالم بي عمل درخت بي بر و زاهد بي علم خانه­ي بي در.

4- الهي، در دل­هاي ما جز تخم محبّت خود مكار و بر جان­هاي ما جز مرحمت خود را رقم نزن.


 

42-در رباعي زير، كدام آرايه بر زيبايي آن افزوده است و برجستگي دارد؟

«نيكــي و بـدي كه در نهاد بـشر است /  شادي و غمي كه در قضـا و قدر است

 با چــرخ مكن حواله، كاندر ره عـشق /  چـرخ از تو هزار بار بيـچاره­تر است»

1- تلميح                                     2- تشبيه                         3- كنايه                          4- تضاد

43-در بيت زير كدام آرايه  به كار نرفته است؟

«به ترانه­هاي شيرين، به بهانه­هاي رنگين /  بكشيد سوي خانه، مه خوب خوش لقا را»

1- واج آرايي                                 2- تضاد                          3- حس­آميزي                   4- استعاره

44- در بيت زير كدام واژه ايهام( داراي دومعني) دارد؟

«حافظ از بهر تو آمد سوي اقليم وجود / قدمي نه به وداعش كه روان خواهد شد»

1- قدم                                        2- روان                          3- وداع                           4- اقليم

45- در كدام بيت اغراق وجود ندارد؟

1- آه سعدي اثر كند در سنگ /  نكند در تو سنگدل تأثير

2- بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران  /  كز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران

3-  مَنعم مكن از ديدن قد و رخ و چشمش/  من انس به سرو و گل و بادام گرفتم

4- «من زني را ديدم نور در هاون مي كوبيد/  من گدايي را ديدم در به در مي ­فت آواز چكاوك مي­خواست/ من قطاري ديدم روشنايي مي برد.»

46-در كدام بيت تشبيه وجود ندارد؟

1-در جهان نتوان اگر مردانه زيست/ همچو مردان جان سپردن زندگي است

2- از ولاي دودمانش زنده­ام/ در جهان مثل گهر تا بنده­ام

3- انيس گنج تنهايي كتاب است/ فروغ صبح دانايي كتاب است

4- به هر يك زين مقاصد چون نهي گوش/ مكن از مقصد اصلي فراموش

47- در بيت «چشمه­هاي خروشان تو را مي­شناسد/ موج هاي پريشان تو را مي­شناسند»كدام آرايه وجود دارد؟

1- تشبيه                                     2- تشخيص                     3- تلميح                         4- سجع

48- بيت زير به چه واقعه­اي تلميح دارد؟

« حرام گشت به يغما بهشت روي تو روزي /  كه دل به گندم آدم فريب خال تو بستم»

1- اشاره به داستان حضرت يوسف(ع) دارد.                                  2- اشاره به داستان بيژن و منيژه دارد.

3- اشاره به خوردن ميوه­ي ممنوعه و اخراج آدم از بهشت دارد.            4- اشاره به خلقت آدم و حوا دارد.

49-در بيت زير چه آرايه­اي وجود دارد؟

« رياست به دست كساني خطاست / كه از دستشان دست­ها برخداست»

1-جناس                                      2- واج­آرايي                      3- تضاد                          4- جان بخشي

50- كدام آرايه بر زيبايي وتأثير بيت زير افزوده است؟

« ياد از اين مرغ گرفتار كنيد اي مرغان / چو تماشاي گل و لاله و شمشاد كنيد »

1- مراعات نظير                             2- تمثيل                         3- تشبيه                         4- تضاد

 

 

تندرست باشيد.

مزيدي

 


+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در سه شنبه دوم اسفند 1390 و ساعت 22:42 |

روياي فردوسي :


يك شب در همين انديشه به خواب رفتم. در خواب ديدم كه شمع درخشنده اي از ميان آب برآمد و روي گيتي را كه چون لاجورد تيره بود، چون ياقوت زرد روشن كرد. آنگاه تخت پيروزه اي پيدا شد كه شهرياري تاج بر سر چون ماه درخشان بر آن نشسته بود. سپاهش تا دو ميل صف بسته بودند و بر دست چپش هفتصد ژنده پيل ايستاده و وزيري پاك نهاد در پيش شاه به خدمت، كمر بسته بود. من از ديدن شاه و سپاهيان و ژنده پيلان خيره شدم و از نامداران درگاه پرسيدم آنكه چون ماه بر تخت نشسته است كيست؟ گفتند:

«
محمود جهاندار است كه ايران و توران در فرمان اوست و از كشمير تا درياي چين مردم ثناگوي اويند. تو نيز كه سخن سرايي ، آفرين گوي او باش

بيدار شدم و از جا جستم و زماني دراز در آن شب تيره بيدار بودم. با خود گفتم اين خواب را بايد پاسخ بگويم. پس به نام فرخنده شهريار، محمود غزنوي، به نظم شاهنامه دست بردم.

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در جمعه یکم مهر 1390 و ساعت 10:11 |

سبک خراسانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سبک خراسانی، سبک و شیوهٔ شاعران خراسان و ماوراءالنهر است.


ادوار سبک خراسانی 

در این سبک، سه دوره را می‌توان مد نظر قرار داد:

  • دورهٔ تکوین
  • دورهٔ سامانی
  • دورهٔ غزنوی و اوایل دورهٔ سلجوقی

ویژگی‌های سبک خراسانی

از ویژگی‌های سبک خراسانی - که به سبک ترکستانی هم معروف است- می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. آثار این سبک بر قیدها و سنّت‌های لفظی و صوری تکیه دارد.
  2. این آثار از تسلسل‌های منطقی معانی و شکوه الفاظ برخوردار است و به‌صورتی متین، واقعیت را به شکل دستگاهی منظم و قابل قبول نمایش می‌دهد.
  3. این سبک کمی قبل از سدهٔ چهارم تا سدهٔ ششم هجری قمری رواج داشت و پس از آن هم ادامه یافت.
  4. تشبیهات این دوره اغلب حسی است و فاقد پیچیدگی.

اشعار این سبک از حیث نوع، بیشتر قصیده و از لحاظ لفظ، ساده، روان و عاری از ترکیبات دشوار بوده و واژه‌های عربی در آن اندک است. از لحاظ معنی نیز صداقت و صراحت لهجه، تعبیرات و تشبیهات ملموس، از اختصاصات مهم این سبک است.

مضمون 

مضمون بیشتر اشعار این سبک، وصف طبیعت و مدیحه و شرح فتوحات پادشاهان و گاه پندو اندرز بوده است.

نمونه:

مرا بسود و فروریخت هرچه دندان بود
نبود دندان، لا، بل چراغ تابان بود
سپید سیم رده بود و درو مرجان بود
ستارهٔ سحری بود و قطرهٔ باران بود
دلم خزانهٔ پر گنج بود، گنج سخن
نشان نامهٔ ما مهر و شعر عنوان بود
همیشه شاد و ندانستمی که غم چه بود
دلم نشاط و طرب را فراخ میدان بود


از صاحبان سبک این دوره می‌توان به شاعران زیر اشاره کرد:

رودکی، شهید بلخی، ابوشکور بلخی، منجیک ترمذی، کسایی مروزی، دقیقی طوسی، فردوسی، عنصری بلخی، فرخی، غضایری رازی، عسجدی، منوچهری دامغانی، فخرالدین اسعد گرگانی، مسعود سعد سلمان، امیر معزی، ابوالفرج رونی، ناصر خسرو و سنایی غزنوی

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در جمعه یکم مهر 1390 و ساعت 9:48 |
سیاوش یا سیاووش یا سیاوخش (صورت پهلوی آن هم سیاوخش است) از شخصیتهای معصوم شاهنامه و فرزند پهلوان و برومند کاووس است. صورت اوستایی این نام سیاورشن به معنی دارندهٔ حیوان (اسب) نر سیاه است. در شاهنامه نیز اسب سیاوش با صفت شبرنگ*[۱] (به رنگ شب = سیاه) آمده است.

همسران سیاوش

سیاوش نخست با دختر پیران ویسه به نام جریره ازدواج کرد . سپس به پیشنهاد پیران با دختر افراسیاب به نام فرنگیس ازدواج کرد .


فرزندان سیاوش 

حاصل ازدواج سیاوش و جریره پسری است به نام فرود . فرزند سیاوش و فرنگیس پسری است به نام کیخسرو .

اشک سیاوش

گل لاله واژگون در پاوه و اورامانات و برخی دیگر از مناطق ایران به نام گل اشک سیاوش نامیده می‌شود. گویند این گل در آن زمان که گلوی سیاووش پاک‌نهاد با تیغ تیز گرسیوز خونریز، آن پلید دژخیم بدنهاد، آشنا می‌شد، شاهد ماجرا بود. از پس آن اندوه، گلگونه رخ، سر به زیر افکند تا آرام آرام اشک بریزد بر بیگناهی سیاووش.

چو سرو سیاوش نگونسار دید
سراپرده دشت خونسار دید
بیفکند سر را ز انده نگون
بشد زان سپس لاله واژگون

لاله واژگون یا لاله نگونسار، در نقش سرستون‌های ساسانی‌ها هم در موزه طاق بستان در کنار نقش پادشاه ساسانی دیده می‌شود.

پانویس 

  1. ^  صفا ۵۱۱.
  2. ^  مثلاً در چنین گفت شبرنگ بهزاد را / که فرمان مبر زین سپس باد را («داستان سیاوش» ۱۰۷)

منابع

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 و ساعت 20:34 |




خلاصه داستان سیاوش و سودابه در شاهنامه

سیاوش از ازدواج زنی از سلاله گرسیوز با کیکاووس زاده شد. کیکاووس، سیاوش را به رستم سپرد؛ رستم، در زابلستان، سیاوش را آیین سپاه راندن و کشورداری آموخت. چون سیاوش از زابلستان به کاخ پدر بازآمد، کاووس وی را نواخت و به شادی آمدن فرزند جشنی برپا کرد. سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس، شیفته سیاوش شد چنان که در نهان، پیکی به سوی سیاوش فرستاد و او را به شبستان شاهی فراخواند؛ سیاوش نپذیرفت. روز دیگر، سودابه نزد شهریار رفت و از وی دستوری خواست که سیاوش را به شبستان بفرستند تا وی از میان دختران همسری برای خود برگزیند. سیاوش، به ناچار به شبستان رفت. در بار سوم، سودابه، سیاوش را به نزد خویش فراخواند اما سیاوش برآشفت و به تلخی از آنجا برخاست. سودابه، کاووس را باخبر کرد و سیاوش را متهم ساخت. کاووس، در این اندیشه بود که سیاوش را به کیفر گناه بکشد اما در آزمایش، شاه نخست جامه و دست سودابه را بویید و در آن بوی شراب یافت و در دست و بر سیاوش، بوی گلاب به مشامش رسید؛ و دانست که سودابه به ناراستی سخن گفته است و پسرش بی‏گناه است. خواست که سودابه را بکشد، از شاه هاماوران اندیشه کرد که به کین‌خواهی برخیزد؛ پس به سخن موبدان، آتشی برپا کرد که گناهکار را از بی‏گناه جدا سازد؛ سیاوش در این آتش رفت. سیاوش، این آزمایش را پذیرفت؛ و روز دیگر در آتشی که کاووس آماده کرده بود، با اسب شبرنگ خویش که بهزاد نام داشت، وارد شد و تندرست از آن بیرون آمد. چون شاه خواست سودابه را بکشد، سیاوش وساطت کرد و او را از این کار مانع شد.


+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه سی ام شهریور 1390 و ساعت 20:29 |


سیاوش در شاهنامه

افراسياب كشور پهناوري را تا چين به سياوش سپرد. سياوش شاد گشت و با فرنگيس و پيران روان شدند تا به مكاني رسيد كه از سويي به دريا و از سوي ديگر به كوه راه داشت. آنجا را براي بناي عظيمي سزاوار دانست و فرمود تا كاخ و ايوان با شكوهي بنا كنند. پس از رنج بسيار گنگ دژ ساخته شد. بنايي بوجود آمد كه در شكوه و عظمت و خرمي و صفا بينظير بود.

سياوش روزي با پيران به كاخ رفت و آن را از هر جهت آراسته ديد. چون برگشت, ستاره شناسان را خواست, از ايشان پرسيد كه آيا از اين بناي با شكوه بختش به سامان مي‌ رسد يا دل از كرده پشيمان مي شود. اختر شناسان آن را فرخنده ندانستند.  سياوش دل غمگين داشت و از آيندﮤ بد, تيره و دژم گشت. اين راز را با پيران درميان گذاشت كه اين كاخ و سرزمين آباد به ديگر كسان مي رسدو خود از آن بي بهره خواهد ماند. پيران آرامش كرد و چون به شهر خود بازگشت مدتها از آن كاخ و دستگاه با افراسياب سخن گفت. افراسياب كه از اين خبر شاد گشت هر چه از پيران شنيده بود با گرسيوز در ميان نهاد و او را به رفتن نزد سياوش و ديدن آن دستگاه وا داشت.

برو تا ببيني سر و تاج او 
همان تخت فيروزه و عاج او 
به جايي كه بودي همه بوم و خار 
بسازيد شهري چو خرم بهار 

به او سپرد كه با نظر بزرگي و احترام بدو بنگرد.

به پيش بزرگان گراميش دار
ستايش كن و نيز ناميش دار

گرسيوز با هديه و پيغام افراسياب براه افتاد. سياوش چون شنيد پيشباز آمد و يكديگر را در برگرفتند و به ايوان رفتند و به شادي نشستند. آنگاه گرسيوز به كاخ فرنگيس رفت. او را بر تخت عاج با فر و شكوه فراوان ديد. بظاهر شاديها كرد, اما در دل از حسد خونش بجوش آمد.

به دل گفت سالي برين بگذرد
سياوش كسي را به كس نشمرد
همش پادشاهست هم تخت و گاه 
همش گنج و هم بوم و بر هم سپاه 

از حسد برخود پيچيد و رخسارش زرد گشت. آن روز به شادي نشستند و روز ديگر سياوش آهنگ ميدان و گوي كرد. گرسيوز با او همراه گشت و به بازي پرداختند. هر بار كه گرسيوز گوي مي ‌انداخت, سياوش بچالاكي آن را مي‌ ربود. سواران ترك و ايران نيز بهم آميختند و از هر سوي اسب مي تاختند. اما پيوسته دلاوران ايراني از تركان گوي مي‌ ربودند. سياوش كه از ايرانيان شاد گشته بود فرمود تا تخت زرين نهادند و با گرسيوز به تماشا نشستند. گرسيوز سياوش را به زور آزمايي خواند و گفت: 

بيا تا من و تو به آوردگاه 
بتازيم هر دو به پيش سپاه 
بگيريم هر دو دوال كمر
بكردار جنگي دو پرخاشگر 
گرايدون كه بردارمت من ز زين
ترا ناگهان بر زنم بر زمين 
چنان دان كه از تو دلاور ترم 
بمردي و نيرو ز تو برترم 
وگر تو مرا بر نهي بر زمين 
نگردم بجايي كه جويند كين 

سياوش از بزرگواري دعوتش را نپذيرفت. بظاهر خود را كوچك شمرد و سزاوار زور آزمايي با او نديد, اما در واقع نخواست با گرسيوز كه برادر شاه و مهمان او بود بجنگد. از او خواست كه پهلوان ديگري را به نبرد با او بفرستد. گرسيوز دو پهلوان يل را بنام گروي زره و دمور كه در جنگ بيهمتا بودند برگزيد و به ميدان فرستاد.
سياوش هماندم دوال كمر گروي را گرفت و بي ‌آنكه به گرز و كمند نيازي يابد او را به ميدان افكند. پس به سوي دمور رفت‌, گردنش را گرفت و از پشت زين برداشت و مانند آنكه مرغي به دست دارد پيش گرسيوز بر زمين نهادش و خود از اسب به زير آمد و دوستانه دستش را فشرد و با خنده و شادي به كاخ بازگشتند.
گرسيوز پس از هفته ‌اي درنگ, آهنگ بازگشت كرد. در راه از سياوش هنر نماييهايش سخن گفت, اما از ننگ شكست شرمگين بود و كينـﮥ سياوش را به دل گرفت و چون بدرگاه افراسياب رسيد, در گاه را از بيگانه پرداخت و سخن سياوش را به ميان كشيد و بد گفتن آغاز كرد كه گاه گاه از كاوس شاه فرستاده اي نزدش مي ‌آيد و از چين و روم پيامها برايش مي فرستند‌,به ياد كاوس جام به دست مي‌ گيرد و از شاه توران يادي نمي‌ كند. دل افراسياب از اين سخنان دردمند شد و گفت: «در اين باره سه روز مي‌ انديشم.» اما روز چهارم نتوانست از مهر خود چشم بپوشد و به آساني از سياوش دل برگيرد. پس به گرسيوز گفت:

چو او تخت پرمايه بدرود كرد 
خرد تار و مهر مرا پود كرد
ز فرمان من يكزمان سر نيافت
ز من او بجز نيكويي بر نيافت
زبان برگشايند بر من نهان
درفشي شوم در ميان مهان

بهتر است او را بخوانم و نزد پدرش بفرستم. گرسيوز رأي او را برگرداند و گفت: اگر به ايران برود چون از راز ما آگاهست جز رنج و درد نصيب ما نخواهد كرد .

نداني كه پروردگار پلنگ
نبيند ز پرورده جز درد جنگ

آنقدر گرسيوز از سياوش و فرنگيس و نخوت و غرور و بيوفايي و ناسپاسيشان سخن گفت تا دل افراسياب پر درد و كين شد و سرانجام گرسيوز را به آوردن سياوش و فرنگيس برگماشت. گرسيوز با دلي پر كينه نزد سياوش شتافت و پيام افراسياب را برد كه چون ما را به ديدار تو نياز است با فرنگيس برخيز و نزد من آي و چندي با ما شاد باش و همين جا به نخجير پرداز.
چون به درگاه سياوش رسيد و پيغام را رساندـ سياوش شاد گشت و دعوت را پذيرفت. اما گرسيوز انديشيد كه اگر سياوش با اين شادي و خرد پيش افراسياب برود, دل شاه بر او روشن مي شود و دروغ وي آشكار مي ‌گردد. پس چاره اي كرد و از چشم اشك فرو ريخت. سياوش از غم و دردش پرسيد گفت: افراسياب اگرچه بظاهر مهربانست, اما بايد پيوسته از خوي بدش بركنار بود. برادرش را بيگناه كشت و چه بسيار نامور به دستش تباه شدند. اكنون اهريمن دلش را از تو پر درد و كين كرده است من دوستانه ترا مي ‌آگاهانم تا چارﮤ كار خود كني. و چون سياوش او را آسوده خاطر ساخت كه دل پر مهر را بر رويش مي‌ گشايد و جان تيره‌ اش را روشن مي‌ كند, گرسيوز پاسخ داد: اين كار مكن و روزگار گذشتـﮥ او و رفتار ناپسنديده اش را با خويشان و پهلوانان در نظر بيارر و فريبش را نخور. صلاح در آن است كه به جاي رفتن نامه اي نويسي و خوب و زشت را پديدار كني. اگر ديدم كه سرش از كينه تهي گشت سواري نزدت مي‌ فرستم و جان تاريكت را روشن مي‌ كنم و اگر سرش را پر پيچ و تاب ببينم باز ترا مي‌ آگاهانم تا چارﮤ كار بكني.
سياوش فريب گفتار او را خورد و نامه اي به افراسياب نوشت كه از دعوتت دلشادم, اما چون فرنگيس رنجور است به بالينش هستم تا بهبود يابد. همينكه رنجش سبكتر شد به درگاهت مي ‌شتابم.
گرسيوز نامه را گرفت و شتابان شب و روز مي‌ رفت تا راه دراز را در سه روز پيمود. چون به درگاه رسيد افراسياب از شتابش در شگفت ماند. گرسيوز زبان به دروغ برگشاد و گفت: سياوش به پيشباز من نيامد و به من نگاهي نينداخت و پاي تخت به زانو نشاندم. سخنم را نشنيد و نامه ام را نخواند. از ايران نامه ‌هاي فراوان بر او فرستاده مي‌ شود و شهرش بروي ما بسته مي‌ گردد.

تو بر كار او گر درنگ آوري 
مگر باد از آن پس به چنگ آوري
اگر دير سازي تو جنگ آورد
دو كشور بمردي به چنگ آورد

از سوي ديگر سياوش با دل خسته نزد فرنگيس رفت و آنچه شنيده بود باز گفت: فرنگيس روي خراشيد و موي كند و گفت: چه مي ‌كني كه پدرم از تو دل پر درد دارد و از ايران هم سخني نمي تواني گفت, سوي چين نمي ‌روي كه از اين كار ننگست. پس

زگيتي كه را گيري اكنون پناه
پناهت خداوند و خورشيد و ماه 

سياوش او را تسلي داد و گفت:

به دادار كن پشت و انده مدار
گذر نيست از حكم پروردگار 

سه روز از اين واقعه گذشت. نيمه شب چهارم سياوش ناگهان از خواب پريد و لرزان خروش برآورد. فرنگيس شمعي افروخت و سبب پرسيد. گفت: در خواب ديدم كه رود بيكراني مي ‌گذرد كه در سوي ديگرش كوهي از آتش برپاست. جوشنوران بر لب آب جا گرفته اند و به پيش همه افراسياب بر پيل نشسته است. چون مرا ديد روي دژم كرد و آتش بردميد. گرسيوز آتش افروخت و مرا سوخت. فرنگيس او را دلداري داد. اما چون دو بهره از شب گذشت خبر رسيد كه افراسياب با سپاه فراوان از دور تازان مي ‌آيد و سواري از طرف گرسيوز رسيد و پيام آورد كه نتوانستم دل افراسياب را روشن كنم, گفتارم سودي نبخشيد و از آتش جز دود تيره ‌اي نديدم. اكنون ببين چه بايد كرد. فرنگيس سياوش را پند داد كه بر اسبي نشيند و سرخويش گيرد و آني درنگ نكند. اما سياوش دانست كه خوابش راست گشته و زندگيش سر آمده است. خود را براي جنگ آماده كرد. با فرنگيس وداع كرد و گفت: تو پنج ماه آبستني. فرزندي بدنيا مي آوري كه شهريار ناموري خواهد شد. او را كيخسرو نام كن و چون بخت من به فرمان افراسياب بخواب رود

ببرند بر بيگنه اين سرم 
به خون جگر برنهند افسرم 
نه تابوت يابم نه گور و كفن 
نه بر من بگريد كسي ز انجمن 
بمانم بسان غريبان به خاك 
سرم گشته از تن به شمشير چاك 

پس افزود : 

به خواري ترا روزبانان شاه 
سر و تن برهنه برندت به راه 

پس از آن پيران ترا از پدرت مي‌ خواهد و به ايوان خويش مي‌ برد و همانجا بارت را بر زمين مي‌ نهي و چون روزگاري سر آمد و خسرو بزرگ شد پهلواني از ايران مي ‌رسد بنام گيو كه پنهاني ترا با پسر به ايران زمين مي ‌برد و او را بر تخت شاهي مي‌ نشاند. از مرغ و ماهي به فرمانش در مي‌آيد و پس از آن لشكري گران به كين خواهي من برمي‌ خيزد و سراسر زمين را پر آشوب مي‌ كند.
سياوش با فرنگيس بدرود كردو او را با دل پردرد و رخساري زرد بر جاي گذاشت.

فرنگيس رخ خسته و كنده موي 
روان كرده بر رخ ز دو ديده جوي

سياوش بر شبرنگ بهزاد سوار گشت و به گوش او رازي گفت و به ميدان جنگ روي نهاد. چون با ايرانيان نيمه فرسنگي راه رفتند به سپاه توران برخوردند. ايرانيان آمادﮤ خون ريختن شدند, اما سياوش به افراسياب گفت: چه شده است كه عزم جنگ كردي و بيگناه كمر بر كشتنم بستي ؟
گرسيوز ناگهان فرياد زد: اگر بيگناهي پس چرا با زره و كمان نزد شاه آمدي؟
سياوش دانست كه كار كار اوست. جواب داد:

به گفتار تو خيره گشتم ز راه 
تو گفتي كه آزرده گشتست شاه 

پس از آن رو به افراسياب كرد و گفت :

نه بازيست اين خون من ريختن 
ابا بي گناهان در آويختن 
به گفتار گرسيوز بدنژاد 
مده شهر توران و خود را به باد 

گرسيوز نگذاشت كه افراسياب با سياوش به گفت و شنود بپردازد, بلكه وادارش كرد تا جنگ را شروع كند و سياوش را دستگير نمايد. سياوش كه با افراسياب پيمان آشتي بسته بود دست به تيغ و نيزه نزد و كس را اجازﮤ پاي پيش گذاشتن نداد. اما افراسياب دستور داد تا همگي كشتي بر خون نهند. سپاهيان ايران همه كشته شدند و دشت از خونشان لاله گون گشت. سرانجام سياوش به زير باران تير دشمنان خسته شد و از پاي در آمد و بر خاك در افتاد. گروي زره دستش را از پشت بست و برگردنش پالهنگ نهاد و پياده به زاري زار تا پيش افراسياب كشاندندش. شاه توران فرمود: 

كنيدش به خنجر سر از تن جدا
به شخي كه هرگز نرويد گيا
بريزيد خونش بر آن گرم خاك 
ممانيد دير و مداريد باك 

سپاهيان زبان به اعتراض گشادند : 

چه كردست با تو نگويي همي
كه بر خون او دست شويي همي
چرا كشت خواهي كسي را كه تاج 
بگريد برو زار هم تخت عاج

پيلسم برادر پيران نيز او را پند داد و از ين كار زشت بازداشت و شتابزدگي را كار اهرمن دانست. كين خواهي كاوس و رستم و پهلوانان ايران را گوشزد كرد و صواب آن دانست كه حالي به بندش دارند تا روزي كه فرمان كشتنش را بدهد. همينكه شاه نرم گشت, گرسيوز بيشرمانه كينش را برنگيخت و سياوش را چون ماري زخمي دانست كه ماندنش صدبار خطرناكتر خواهد شد.

گر ايدو نكه او را به جان زينهار
دهي من نباشم بر شهريار
روم گوشه اي گيرم اندر جهان
مگر خود بزودي سر آيد زمان 

گروي و دمور هم به اين ترتيب سخناني گفتند و به خون ريختن سياوش واداشتندش.
افراسياب در انديشه فرو ماند. چون هم خون ريختن و هم زنده گذاردنش را نا صواب دانست.

رها كردنش بدتر از كشتن است 
همان كشتنش رنج و درد منست 

فرنگيس كه اين خبر را شنيد بيمناك و خروشان نزد پدر رفت و خاك بر سر ريخت و از پدر آزادي سياوش را درخواست كرد و او را از كين پهلوانان ايراني برحذر داشت و به نفرين خلق گرفتارش دانست.

كه تا زنده‌ اي بر تو نفرين بود 
پس از مردنت دوزخ آيين بود
به سوك سياوش همي جوشد آب 
كند چرخ نفرين بر افراسياب 

پس از آن به سياوش رو كرد و اشك از ديده روان ساخت.

هر آنكس كه يازد به بد بر تو دست 
بريده سرش باد و افكنده پست 
مرا كاشكي ديده گشتي تباه 
نديدي بدين سان كشانت به راه 
مرا از پدر اين كجا بد اميد 
كه پر دخته ماند كنارم ز شيد

افراسياب كه از گفتار فرزند, جهان پيش چشميش سياه گشت چشم دختر خود را كور كرد و به روزبانان فرمود تاك كشان كشانش به خانه‌ اي دور ببرند و در سياهيش اندازند و در به رويش ببندند. آنگاه دستور داد تا سياوش را هم به جايي ببرند كه فريادش به كسي نرسد. گروي به اشارﮤ گرسيوز پيش آمد و ريش سياوش را گرفت و بخواري به خاكش كشاند. سياوش ناليد و از خدا خواست تا از نژادش كسي پديد آيد كه كين از دشمنانش بخواهد. پس روي به پيلسم كرد و پيامي به پيران فرستاد:


درودي ز من سوي پيران رسان 
بگويش كه گيتي دگر شد بسان 
مرا گفته بود او با صد هزار
زره ‌دار و برگستوان و سوار
چو بر گرددت روز يار توام 
به گاه چرا مرغزار توام 
كنون پيش گرسيوز ايدر دمان 
پياده چنين خوار و تيره روان 
نبينم همي يار با من كسي
كه بخروشدي زار بر من بسي 

همچنان پياده مويش را كشاندند تا به جايگاهي رسيدند كه روزي سياوش و گرسيوز تير اندازي كرده بودند. آنگاه گروي در همانجا طشت زرين نهاد و سر سياوش را چون گوسفندان از تن جدا كرد.

جدا كرد از سرو سيمين سرش 
همي‌رفت در طشت خون از برش 

پس طشت خون را سرنگون كرد و پس از ساعتي از همانجا گياهي رست كه بعدها خون سياوشانش ناميدند.

چو از سرو بن دور گشت آفتاب 
سر شهريار اندر آمد به خواب 
چه خوابي كه چندين زمان برگذشت 
نجنبيد هرگز نه بيدار گشت 

از مرگ سياوش خروش از مرد و زن برخاست. فرنگيس كمند مشكين كند و بر كمر بست و رخ چون گلش را به ناخن خراشيد. چون نالـﮥ زار و نفرينش به گوش افراسياب رسيد به گرسيوز فرمود تا از پرده بيرونش كشند و مويش را ببرند و چادرش بدرند و آنقدر با چوب بزنند تا كودكش تباه گردد.

نخواهم زبيخ سياوش درخت 
نه شاخ و نه برگ و نه تاج و نه تخت 

ازسوي ديگر چون خبر به پيران رسيد از تخت افتاد و بيهوش گشت.

همه جامه ‌ها بر برش كرد چاك 
همي كند موي و همي ريخت خاك 
همي ريخت از ديده ‌ش آب زرد
به سوك سياوش بسي ناله كرد

اما به او گفتند كه اگر دير بجنبد دردي بر اين درد افزون گردد, چون افراسياب بي مغز رأي تباه كردن فرنگيس را دارد. پيران تازان به درگاه رسيد و زبان به سرزنش برگشود و از فرجام كار بيمناكش ساخت.

بكشتي سياووش را بي ‌گناه 
بخاك اندر انداختي نام و جاه 
بران اهرمن نيز نفرين سزد
كه پيچيده رايت سوي راه بد
پشيمان شوي زين به روز دراز
بپيچي همانا به گرم و گداز 
كنون زو گذشتي به فرزند خويش 
رسيدي به آزار پيوند خويش 
چو ديوانه از جاي برخاستي 
چنين روز بد را بياراستي 

پس او را از آزار فرنگيس باز داشت و خواست تا دختر را به او بدهد و همينكه كودك به دنيا آمد به درگاه ببرد تا شاه هرچه خواهد با او بكند. افراسياب تن در داد و فرنگيس را به پيران سپرد. پيران هم: 

بي آزار بردش به شهر ختن 
خروشان همه درگه و انجمن

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 21:25 |

   اگر شخصيت زن را در شاهنامه فردوسي مورد تجزيه و تحليل قرار دهيم مي‌بينيم زن نه تنها در هر گونه عمليات قهرماني و لشكركشي‌ها و موفقيت‌ها و عدم موفقيت‌هاي پادشاهان و پهلوانان به طور مستقيم و يا غيرمستقيم نقشي موثر داشته است كه خود مي‌تواند لااقل موضوع يك كتاب جداگانه گردد، بلكه زنان سرباز نامداري به‌چشم مي‌خورند كه خود رأساً در جنگ‌ها شركت نموده و عده‌يي را رهبري كرده و يا با فداكاري و درايت و هوش بي‌نظير خود مسير وقايع تاريخي را غالباً تغيير داده‌اند كه مي‌تواند اثر بديعي را بنام تجزيه و تحليل حماسه زنان شاهنامه به وجود آورد.   در اين بررسي كوتاه سعي شده است بدون طولاني كردن كلام از ميان تعداد زيادي زنان قهرمان شاهنامه به‌طور نمونه چند تن را معرفي نمائيم: 1-سين‌دخت مهراب پادشاه كابلستان از خانواده ضحاك است. شاه از سام خواسته است كه به كابلستان لشكركشي كرده و آنجا را به خاك و خون بكشد. زال عاشق رودابه دختر مهراب است. سين‌دخت زن مهراب و مادر رودابه است و زني با كفايت و درايت مي‌باشد. وقتي مي‌فهمد سام به كابلستان لشكر خواهد كشيد شخصاً براي ديدن او حركت كرده و به نزد سام مي‌رود و با او به صحبت مي‌پردازد و سين‌دخت مي‌خواهد سام را از اين لشكركشي منصرف نمايد.   دل بي‌گناهان كابل مسوز  كه آن تيرگي اندر آيد بروز از آن ترس كو هوش و زور آفريد درخشنده ناهيد و هور آفريد   سام از هوش خرد سين دخت متعجب مي‌شود.   زجائي كجا مايه چندين بود فرستادن زن چه آيين بود چو ديد آن‌چنان پهلوان پر خرد  ستائيد او را چنان چون سزد   مجدداً سين دخت با بيان نغز و هوشمندانه خود مي‌خواهد سام را بر سر آشتين آورد.   چنين گفت سين دخت با پهلوان  كه باراي تو پير گردد جوان بزرگان زتو دانش آموخته     به تو تيره گيتي برافروخته به داد تو شد بسته دست بدي                                           به گرزت گشاده ره ايزدي   به اين ترتيب سام نرم مي‌شود و به او قول مساعدت مي‌دهد و سين دخت مي‌گويد اگر كسي اشتباه و خطائي كرده است چرا مردم كابل بايستي نابود شوند:   اگر ما گنه كار وبد گوهريم   بدين پادشاهي نه اندر خوريم گنه كار اگر بود سهراب بود   ز خون دلش مژه بر آب بود سر بي‌گناهان كابل چه كرد   كجا اندر آورد آيد بگرد همه شهر زنده براي تواند  پرستنده‌ي خاك پاي تواند    سام از شاه اجازه مي‌خواهد از گناه مردم كابل صرف‌نظر شود. بر اثر هوش و كفايت و سخن داني سين دخت نتايج زير حاصل مي‌شود: - شاه ايران وساطت سام را مي‌پذيرد. - سام اجازه مي‌دهد كه زال با دختر سين دخت، رودابه ازدواج كند. - از قتل و خونريزي جلوگيري مي‌شود و كابل از خطر انهدام نجات مي‌يابد.   2- گردآفريد سهراب به تحريك افراسياب به ايران حمله كرده و فرمانده ارتش ايران را از ميان مي‌برد گردآفريد خواهر كژدم زن شجاع و دليريست كه در جنگ‌آوري مشهور و بي پروا است و به قول فردوسي هرگز در جهان مردي نظير او ديده نشده است. گردآفريد هنگامي كه مي‌فهمد هژير فرمانده سپاه ايران به دست سهراب منكوب شده است بدون هيچ‌گونه ترديدي سلاح نبرد را مي‌پوشد.   چو آگاه شد خواهر كژدهم  كه سالار آن انجمن گشت گم غمين گشت و برزد خروشي به درد  برآورد از دل يكي باد سرد كه بدنام آن دخت گرد آفريد زمانه زما در جهان ناوريد چنان ننگش آمد زكار هژير   كه شد لاله رنگش به كردار قبر بپوشيد درع سواران به جنگ   نكرد اندر آن كار جاي درنگ نهان كرد گيسو به زير زره  برافكند بند زره را گره   گردآفريد از دژ پايين مي‌آيد و مانند شيري سوار بر باد پاي مي‌شود و مانند پهلواني در مقابل سپاه دشمن قرار مي‌گيرد و مانند رعد مي‌غرد و مبارز مي‌خواهد و مي‌گويد كدام يك از شجاعان و جنگجويان و فرماندهان كار كشته كه خود را در جنگجوئي و دلاوري همانند نهنگ مي‌داند، پيش مي‌آيد كه با من جنگ آزمايد.   فرود آمد از دژ به كردار شير كمر بر ميان باد پائي به زير به پيش سپاه اندر آمد چو گرد   چو رعد خروشان يكي ديد گرد كه گردان كدامند و نام آوران   دليران كار آزموده سران كه بر من يكي آزمون را به جنگ  بگردد به سان دلاور نهنگ     3- زن گشتاسب ترك‌ها به بلخ تاخته و آنجا را به غارت گرفته و مردم را قتل عام نموده‌اند. لهراسب با اينكه با آنها دليرانه رزم كرده ولي كشته شده‌ است. گشتاسب در اين موقع شاه سيستان است و زن او در نزد لهراسب مي‌باشد. اين زن داراي يك دنيا احساس و در عين حال محتاط و خيلي عاقل و هوشمند مي‌باشد. براي نجات بلخ از دست تركان به شيوه‌ي آنها لباس مي‌پوشد و اسبي از اصطبل سوار شده و به سرعت راه سيستان را كه شوهرش گشتاسب در آنجا بوده است، در پيش مي‌گيرد. ناراحت و مضطرب براي آنچه در بلخ گذشته، بدون اينكه خواب به چشمش آيد شب و روز راه مي‌پيمايد، به‌ طوريكه در هر روز راه دو روز را طي مي‌كند تا به نزد گشتاسب مي‌رسد و به او خبر مي‌دهد كه يك سپاه توراني به بلخ آمده و لهراسب كشته شده و روز از اين واقعه شب تاريك و پر از درد و رنج شده است.   زني بود گشتاسب را هوشمند خردمند و دانا و رايش بلند از آخر چمان باره‌اي بر نشست    به كردار تركان ميان را به بست از ايران ره سيستان بر گرفت   وز آن كارها مانده اندر شگفت نخفتي به منزل چو برداشتي    دو روزه به يك روز بگذاشتي چنين تا به نزديك گشتاسب شد به آگاهي درد لهراسب شد   گشتاسب ابتدا كار را سهل مي‌پندارد و زنش به او مي‌گويد كه موضوع خيلي جدي‌تر از آنست كه تصور مي‌كني:   چنين داد پاسخ كه ياوه مگوي   كه كاري بزرگي كه آمدش روي شهنشاه لهراسب را پيش بلخ   بكشتند شد بلخ را روز تلخ وز آنجا بنوش آذر اندر شدند   ز دوهير بد را همه سر زدند زخون‌شان فروزنده آذر بمرد  چنين بد كسي خوار نتوان شمرد ببردند بس دخترانت اسير   چنين كار دشوار آسان مگير   و اضافه مي‌كند كه تمام دختران تو را اسير كرده‌اند و به آفريد دختر تو را كه وزش نسيم به او دسترسي نداشت، تاج از سرش برداشته‌اند و ظلم‌هاي ناگفتني كرده‌اند و طوري با احساس صحبت مي‌كند كه اشك‌هاي خونين از چشم شوهرش جاري مي‌شود و گشتاسب چنان تحت تاثير قرار مي‌گيرد كه فوراً براي نجات بلخ لشكر مي‌آ‌رايد و حركت مي‌كند  
+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 17:12 |



داستان سیاوش  [صفحه 6]


1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
به ویژه که پیوسته​ی خون بود پس پرده پوشیدگان را ببین سیاوش چو بشنید گفتار شاه زمانی همی با دل اندیشه کرد گمانی چنان برد کاو را پدر که بسیاردان است و چیره زبان بپیچید و بر خویشتن راز کرد که گر من شوم در شبستان اوی سیاوش چنین داد پاسخ که شاه کز آنجایگه کآفتاب بلند چو تو شاه ننهاد بر سر کلاه مرا موبدان ساز با بخردان دگر نیزه و گرز و تیر و کمان دگرگاه شاهان و آیین بار چه آموزم اندر شبستان شاه گر ایدونک فرمان شاه این بود بدو گفت شاه ای پسر شاد باش سخن کم شنیدم بدین نیکوی مدار ایچ اندیشه​ی بد به دل ببین پردگی کودکان را یکی پس پرده اندر ترا خواهرست سیاوش چنین گفت کز بامداد یکی مرد بد نام او هیربد که بتخانه را هیچ نگذاشتی سپهدار ایران به فرزانه گفت به پیش سیاوش همی رو بهوش به سودابه فرمود تا پیش اوی پرستندگان نیز با خواهران چو خورشید برزد سر از کوهسار برو آفرین کرد و بردش نماز                  
چو از دور بیند ترا چون بود زمانی بمان تا کنند آفرین همی کرد خیره بدو در نگاه بکوشید تا دل بشوید ز گرد پژوهد همی تا چه دارد به سر هشیوار و بینادل و بدگمان از انجام آهنگ آغاز کرد ز سودابه یابم بسی گفت و گوی مرا داد فرمان و تخت و کلاه برآید کند خاک را ارجمند به خوبی و دانش به آیین و راه بزرگان و کارآزموده ردان که چون پیچم اندر صف بدگمان دگر بزم و رزم و می و میگسار بدانش زنان کی نمایند راه ورا پیش من رفتن آیین بود همیشه خرد را تو بنیاد باش فزاید همی مغز کاین بشنوی همه شادی آرای و غم برگسل مگر شادمانه شوند اندکی پر از مهر و سودابه چون مادرست بیآیم کنم هر چه او کرد یاد زدوده دل و مغز و رایش ز بد کلید در پرده او داشتی که چون برکشد تیغ هور از نهفت نگر تا چه فرماید آن دار گوش نثار آورد گوهر و مشک و بوی زبرجد فشانند بر زعفران سیاوش برآمد بر شهریار سخن گفت با او سپهد به راز

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:52 |


داستان سیاوش 


1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
به هر جای جشنی بیآراستند یکی سور فرمود کاندر جهان به یک هفته زان گونه بودند شاد ز هر چیز گنجی بفرمود شاه از اسپان تازی به زین پلنگ ز دینار و از بدره​های درم جز افسر که هنگام افسر نبود سیاووش را داد و کردش نوید چنین هفت سالش همی آزمود بهشتم بفرمود تا تاج زر نبشتند منشور بر پرنیان زمین کهستان ورا داد شاه چنین خواندندش همی پیشتر برآمد برین نیز یک روزگار ز ناگاه روی سیاوش بدید چنان شد که گفتی طراز نخ است کسی را فرستاد نزدیک اوی که اندر شبستان شاه جهان فرستاده رفت و بدادش پیام بدو گفت مرد شبستان نیم دگر روز شبگیر سودابه رفت بدو گفت کای شهریار سپاه نه اندر زمین کس چو فرزند تو فرستش به سوی شبستان خویش همه روی پوشیدگان را ز مهر نمازش برند و نثار آورند بدو گفت شاه این سخن در خورست سپهبد سیاووش را خواند و گفت پس پرده​ی من ترا خواهرست ترا پاک یزدان چنان آفرید                  
می و رود و رامشگران خواستند کسی پیش از وی نکرد از مهان به هشتم در گنجها برگشاد ز مهر و ز تیع و ز تخت و کلاه ز بر گستوان و ز خفتان جنگ ز دیبای و از گوهر بیش و کم بدان کودکی تاج در خور نبود ز خوبی بدادش فراوان امید به هر کار جز پاک زاده نبود ز گوهر درافشان کلاه و کمر به رسم بزرگان و فر کیان که بود او سزای بزرگی و گاه که خوانی ورا ماوراء النهر بر چنان بد که سودابه​ی پرنگار پراندیشه گشت و دلش بردمید وگر پیش آتش نهاده یخ است که پنهان سیاووش را این بگوی نباشد شگفت ار شوی ناگهان برآشفت زان کار او نیکنام مجویم که بابند و دستان نیم بر شاه ایران خرامید تفت که چون تو ندیدست خورشید و ماه جهان شاد بادا به پیوند تو بر خواهران و فغستان خویش پر ازخون دلست و پر از آب چهر درخت پرستش به بار آورند برو بر ترا مهر صد مادرست که خون و رگ و مهر نتوان نهفت چو سودابه خود مهربان مادرست که مهر آورد بر تو هرکت بدید

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:51 |
داستان سیاوش 
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
ز پوشیدنی هم ز گستردنی ازین هر چه در گنج رستم نبود گسی کرد ازان گونه او را به راه همی رفت با او تهمتن به هم جهانی به آیین بیآراستند همه زر به عنبر برآمیختند جهان گشته پر شادی و خواسته به زیر پی تازی اسپان درم همه یال اسپ از کران تا کران چو آمد به کاووس شاه آگهی بفرمود تا با سپه گیو و طوس همه نامداران شدند انجمن پذیره برفتند یکسر ز جای چو دیدند گردان گو پور شاه پرستار با مجمر و بوی خوش بهر کنج در سیصد استاده بود بسی زر و گوهر برافشاندند چو کاووس را دید بر تخت عاج نخست آفرین کرد و بردش نماز وزان پس بیآمد بر شهریار شگفتی ز دیدار او خیره ماند بدان اندکی سال و چندان خرد بسی آفرین بر جهان آفرین همی گفت کای کردگار سپهر همه نیکویها به گیتی ز تست ز رستم بپرسید و بنواختش بزرگان ایران همه با نثار ز فر سیاوش فرو ماندند بفرمود تا پیشش ایرانیان به کاخ و به باغ و به میدان اوی                  
ز هر سو بیآورد آوردنی ز گیتی فرستاد و آورد زود که شد بر سیاوش نظاره سپاه بدان تا نباشد سپهبد دژم چو خشنودی نامور خواستند ز گنبد به سر بر همی ریختند در و بام هر برزن آراسته به ایران نبودند یک تن دژم براندوه مشک و می و زعفران که آمد سیاووش با فرهی برفتند با نای رویین و کوس چو گرگین و خراد لشکرشکن به نزد سیاووش فرخنده رای خروش آمد و برگشادند راه نظاره برو دست کرده به کش میان در سیاووش آزاده بود سراسر همه آفرین خواندند ز یاقوت رخشنده بر سرش تاج زمانی همی گفت با خاک راز سپهبد گرفتش سر اندر کنار بروبر همی نام یزدان بخواند که گفتی روانش خرد پرورد بخواند و بمالید رخ بر زمین خداوند هوش و خداوند مهر نیایش ز فرزند گیرم نخست بران تخت پیروزه بنشاختش برفتند شادان بر شهریار بدادار برآفرین خواندند ببستند گردان لشکر میان جهانی به شادی نهادند روی

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:50 |

2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
چنین داد پاسخ که دیدم ترا بت اندر شبستان فرستاد شاه بیآراستندش به دیبای زرد دگر ایزدی هر چه بایست بود بسی برنیآمد برین روزگار جدا گشت زو کودکی چون پری بگفتند با شاه کاووس کی یکی بچه​ی فرخ آمد پدید جهان گشت ازان خوب پر گفت و گوی جهاندار نامش سیاوخش کرد ازان کاو شمارد سپهر بلند ستاره بران بچه آشفته دید بدید از بد و نیک آزار او چنین تا برآمد برین روزگار چنین گفت کاین کودک شیرفش چو دارندگان ترا مایه نیست بسی مهتر اندیشه کرد اندر آن به رستم سپردش دل و دیده را تهمتن ببردش به زابلستان سواری و تیر و کمان و کمند نشستن​گه مجلس و میگسار ز داد و ز بیداد و تخت و کلاه هنرها بیاموختش سر به سر سیاوش چنان شد که اندر جهان چو یک چند بگذشت و او شد بلند چنین گفت با رستم سرفراز بسی رنج بردی و دل سوختی پدر باید اکنون که بیند ز من گو شیردل کار او را بساخت ز اسپ و پرستنده و سیم و زر                  
ز گردنکشان برگزیدم ترا بفرمود تا برنشیند به گاه به یاقوت و پیروزه و لاجورد یکی سرخ یاقوت بد نابسود که رنگ اندر آمد به خرم بهار به چهره بسان بت آزری که برخوردی از ماه فرخنده​پی کنون تخت بر ابر باید کشید کزان گونه نشنید کس موی و روی برو چرخ گردنده را بخش کرد بدانست نیک و بد و چون و چند غمی گشت چون بخت او خفته دید به یزدان پناهید از کار او تهمتن بیامد بر شهریار مرا پرورانید باید به کش مر او را بگیتی چو من دایه نیست نیآمد همی بر دلش برگران جهانجوی گرد پسندیده را نشستن​گهش ساخت در گلستان عنان و رکیب و چه و چون و چند همان باز و شاهین و کار شکار سخن گفتن ززم و راندن سپاه بسی رنج برداشت و آمد به بر به مانند او کس نبود از مهان سوی گردن شیر شد با کمند که آمد به دیدار شاهم نیاز هنرهای شاهانم آموختی هنرهای آموزش پیلتن فرستادگان را ز هر سو بتاخت ز مهر و ز تخت و کلاه و کمر

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:48 |
داستان سیاوش 
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
چنین داد پاسخ که ما را پدر شب تیره مست آمد از دشت سور یکی خنجری آبگون برکشید بپرسید زو پهلوان از نژاد بدو گفت من خویش گرسیوزم پیاده بدو گفت چون آمدی چنین داد پاسخ که اسپم بماند بی​اندازه زر و گهر داشتم بران روی بالا ز من بستدند چو هشیار گردد پدر بی​گمان بیآید همی تازیان مادرم دل پهلوانان بدو نرم گشت شه نوذری گفت من یافتم بدو گفت گیو ای سپهدار شاه همان طوس نوذر بدان بستهید بدو گیو گفت این سخن خودمگوی ز بهر پرستنده​ای گرمگوی سخن​شان به تندی بجایی رسید میانشان چو آن داوری شد دراز که این را بر شاه ایران برید نگشتند هر دو ز گفتار اوی چو کاووس روی کنیزک بدید بهر دو سپهبد چنین گفت شاه برین داستان بگذارنیم روز گوزنست اگر آهوی دلبرست بدو گفت خسرو نژاد تو چیست ورا گفت از مام خاتونیم نیایم سپهدار گرسیوزست بدو گفت کاین روی و موی و نژاد به مشکوی زرین کنم شایدت                  
بزد دوش بگذاشتم بوم و بر همان چون مرا دید جوشان ز دور همان خواست از تن سرم را برید برو سروبن یک به یک کرد یاد به شاه آفریدون کشد پروزم که بی​باره و رهنمون آمدی ز سستی مرا بر زمین برنشاند به سر بر یکی تاج زر داشتم نیام یکی تیغ بر من زدند سواری فرستد پس من دمان نخواهد کزین بوم و بر بگذرم سر طوس نوذر بی​آزرم گشت از ایرا چنین تیز بشتافتم نه با من برابر بدی بی​سپاه کجا پیش اسپ من اینجا رسید که من تاختم پیش نخچیرجوی نگردد جوانمرد پرخاشجوی که این ماه را سر بباید برید میانجی برآمد یکی سرفراز بدان کاو دهد هر دو فرمان برید بر شاه ایران نهادند روی بخندید و لب را به دندان گزید که کوتاه شد بر شما رنج راه که خورشید گیرند گردان بیوز شکاری چنین از در مهترست که چهرت همانند چهر پریست ز سوی پدر بر فریدونیم بران مرز خرگاه او مرکزست همی خواستی داد هر سه به باد سر ماه رویان کنم بایدت
+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:46 |

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
کنون ای سخن گوی بیدار مغز سخن چون برابر شود با خرد کسی را که اندیشه ناخوش بود همی خویشتن را چلیپا کند ولیکن نبیند کس آهوی خویش اگر داد باید که ماند بجای چو دانا پسندد پسندیده گشت زگفتار دهقان کنون داستان کهن گشته این داستانها ز من اگر زندگانی بود دیریاز یکی میوه​داری بماند ز من ازان پس که بنمود پنچاه و هشت همی آز کمتر نگردد بسال چه گفتست آن موبد پیش رو تو چندان که گویی سخن گوی باش چو رفتی سر و کار با ایزدست نگر تا چه کاری همان بدروی درشتی ز کس نشنود نرم گوی به گفتار دهقان کنون بازگرد چنین گفت موبد که یک روز طوس خود و گیو گودرز و چندی سوار به نخچیر گوران به دشت دغوی فراوان گرفتند و انداختند بدان جایگه ترک نزدیک بود یکی بیشه پیش اندر آمد ز دور همی راند در پیش با طوس گیو بران بیشه رفتند هر دو سوار به بیشه یکی خوب رخ یافتند به دیدار او در زمانه نبود بدو گفت گیوای فریبنده ماه                  
یکی داستانی بیآرای نغز روان سراینده رامش برد بدان ناخوشی رای اوگش بود به پیش خردمند رسوا کند ترا روشن آید همه خوی خویش بیآرای ازین پس بدانا نمای به جوی تو در آب چون دیده گشت تو برخوان و برگوی با راستان همی نو شود بر سر انجمن برین وین خرم بمانم دراز که نازد همی بار او بر چمن بسر بر فراوان شگفتی گذشت همی روز جوید بتقویم و فال که هرگز نگردد کهن گشته نو خردمند باش و جهانجوی باش اگر نیک باشدت جای ار بدست سخن هرچه گویی همان بشنوی به جز نیکویی در زمانه مجوی نگر تا چه گوید سراینده مرد بدانگه که برخاست بانگ خروس برفتند شاد از در شهریار ابا باز و یوزان نخچیر جوی علوفه چهل روزه را ساختند زمینش ز خرگاه تاریک بود به نزدیک مرز سواران تور پس اندر پرستنده​ای چند نیو بگشتند بر گرد آن مرغزار پر از خنده لب هر دو بشتافتند برو بر ز خوبی بهانه نبود ترا سوی این بیشه چون بود راه                

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:41 |
داستان سیاوش  2
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30
ازین آگهی یابد افراسیاب بیاید به کردار دیو سپید یکی را ز ما زنده اندر جهان جهان پر ز بدخواه و پردشمنست تو ای بافرین شاه فرزند من که گر آگهی یابد آن مرد شوم یکی مرغزارست ز ایدر نه دور همان جویبارست و آب روان تو بر گیر زین و لگام سیاه چو خورشید بر تیغ گنبد شود گله هرچ هست اندر آن مرغزار به بهزاد بنمای زین و لگام چو آیی برش نیک بنمای چهر سیاوش چو گشت از جهان ناامید چنین گفت شبرنگ بهزاد را همی باش بر کوه و در مرغزار ورا بارگی باش و گیتی بکوب نشست از بر اسپ سالار نیو بدان تند بالا نهادند روی فسیله چو آمد به تنگی فراز نگه کرد بهزاد و کی را بدید بدید آن نشست سیاوش پلنگ همی داشت در آبخور پای خویش چو کیخسرو او را به آرام یافت بمالید بر چشم او دست و روی لگامش بدو داد و زین بر نهاد چو بنشست بر باره بفشارد ران به کردار باد هوا بردمید غمی شد دل گیو و خیره بماند همی گفت کاهرمن چاره​جوی                  
نسازد بخورد و نیازد به خواب دل از جان شیرین شود ناامید نبیند کسی آشکار و نهان همه مرز ما جای آهرمنست نگر تا نیوشی یکی پند من برانگیزد آتش ز آباد بوم به یکسو ز راه سواران تور که از دیدنش تازه گردد روان برو سوی آن مرغزاران پگاه گه خواب و خورد سپهبد شود به آبشخور آید سوی جویبار چو او رام گردد تو بگذار گام بیارای و ببسای رویش به مهر برو تیره شد روی روز سپید که فرمان مبر زین سپس باد را چو کیخسرو آید ترا خواستار ز دشمن زمین را به نعلت بروب پیاده همی رفت بر پیش گیو چنان چون بود مردم چاره​جوی بخوردند سیراب و گشتند باز یکی باد سرد از جگر برکشید رکیب دراز و جناغ خدنگ از آنجا که بد دست ننهاد پیش بپویید و با زین سوی او شتافت بر و یال ببسود و بشخود موی بسی از پدر کرد با درد یاد برآمد ز جا آن هیون گران بپرید وز گیو شد ناپدید بدان خیرگی نام یزدان بخواند یکی بارگی گشت و بنمود روی                  

+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:37 |


سیاوش پسر کاووس

سیاوش یا سیاووش یا سیاوخش (صورت پهلوی آن هم سیاوخش است) از شخصیتهای معصوم شاهنامه و فرزند پهلوان و برومند کاووس است. صورت اوستایی این نام سیاورشن به معنی دارندهٔ حیوان (اسب) نر سیاه است. در شاهنامه نیز اسب سیاوش با صفت شبرنگ*[۱] (به رنگ شب = سیاه) آمده است.

خلاصه داستان سیاوش و سودابه در شاهنامه

سیاوش از ازدواج زنی از سلاله گرسیوز با کیکاووس زاده شد. کیکاووس، سیاوش را به رستم سپرد؛ رستم، در زابلستان، سیاوش را آیین سپاه راندن و کشورداری آموخت. چون سیاوش از زابلستان به کاخ پدر بازآمد، کاووس وی را نواخت و به شادی آمدن فرزند جشنی برپا کرد. سودابه دختر شاه هاماوران و همسر کیکاووس، شیفته سیاوش شد چنان که در نهان، پیکی به سوی سیاوش فرستاد و او را به شبستان شاهی فراخواند؛ سیاوش نپذیرفت. روز دیگر، سودابه نزد شهریار رفت و از وی دستوری خواست که سیاوش را به شبستان بفرستند تا وی از میان دختران همسری برای خود برگزیند. سیاوش، به ناچار به شبستان رفت. در بار سوم، سودابه، سیاوش را به نزد خویش فراخواند اما سیاوش برآشفت و به تلخی از آنجا برخاست. سودابه، کاووس را باخبر کرد و سیاوش را متهم ساخت. کاووس، در این اندیشه بود که سیاوش را به کیفر گناه بکشد اما در آزمایش، شاه نخست جامه و دست سودابه را بویید و در آن بوی شراب یافت و در دست و بر سیاوش، بوی گلاب به مشامش رسید؛ و دانست که سودابه به ناراستی سخن گفته است و پسرش بی‏گناه است. خواست که سودابه را بکشد، از شاه هاماوران اندیشه کرد که به کین‌خواهی برخیزد؛ پس به سخن موبدان، آتشی برپا کرد که گناهکار را از بی‏گناه جدا سازد؛ سیاوش در این آتش رفت. سیاوش، این آزمایش را پذیرفت؛ و روز دیگر در آتشی که کاووس آماده کرده بود، با اسب شبرنگ خویش که بهزاد نام داشت، وارد شد و تندرست از آن بیرون آمد. چون شاه خواست سودابه را بکشد، سیاوش وساطت کرد و او را از این کار مانع شد.



+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 14:59 |



مردم سرزمین های کهن دارای گنجینه های گران سنگی هستند که از نیاکانشان سینه به سینه به آن ها رسیده است و آنان با خواندنش به چگونگی  روزگار پدران و مادران خود آگاه می شوند و می فهمند که آنان برای زندگی کردن چه گرفتاری هایی داشته اند و چه گونه با آن ها کنار می آمده اند.

پس دو چیز را باید همواره به یاد داشته باشیم.یکی این که خود این افسانه ها بیانگر باورها و اداب مردم پیشین بوده اند، لذا در قلمرو شناخت یاریگر خردگرایان و اندیشمندان برای روشن ساختن گونه های زندگی ی مردم پیشین در سرزمین های گونه گون است.و دو دیگر این که هرچند این گنجینه ها سینه به سینه و از پدر به پسر رسیده است دست آخر سخن شناسی آگاه و توانا آن ها را گرد آورده و برای آینده گان به یادگار گذارده است.این گرد آورنده گان و سرآینده گان افسانه های کهن ملت ها به راستی ارج و ارزی والا در نزد مردم سرزمین خود که همه ی گیتی دارند.

جدای آن که در کجای کیهان زیسته و دست به این کار طاقت فرسا زده باشند هنر خود را در راه شناساندن زندگی روزهای کهن، به مردم دنیا نموده اند.چه در اصل، این افسانه ها پس از نسبت داشتن به ملت خود به همه ی مردم جهان نیز تعلق دارند.ان ها که باید بدانند مردم پیشین چه گونه میزیستند و در کجای راه فرهنگ ایستاده بودند و ان ها چه گونه میزیند و در کدامین ایستگاه فرهنگ و آگاهی ایستاده اند.و باورها و افسانه ی کهن سرزمین ما در پیکر کاخ استوار و ویران ناشدنی به نام شاه نامه گرد امده است.
پس روان پاک و ورجاوند استاد ابوالقاسم فردوسی را درود می فرستیم که با رنجی دراز و فراوان این کاخ بدون گزند را برای ما پی ریخت و پس از هزار سال تازش باد و باران و تگرگ تازی و ترک درست و سرفراز برای ما یادگار گذارد.

چنان چه پیشتر گفتم نوشته های بازمانده از روزگار کهن که رفتار و کردار پیشینیان را بر ما روشن می کند در گذار از روزهای کهن رنگ و بویی افسانه ای-اسطوره ای گرفته و جنبه هایی از خواستنی ها و نیازهای ملت را به خود گرفته اند.آن چه که در این قلمرو برجاست به نام حماسه خوانده می شود.یعنی رفتار پیشینیان یک ملت در روزگار کهن که هنوز تاریخ خردمندی برای نوشتن ان ها اختراع نشده بود.این نوشته های حماسی تنها راه شناخت و بررسی گذشته ی یک ملت است.پس آن چه در آن ها امده نه بازیچه ی سرگرمی که گنجی گران پایه است که به ما نشان می دهد نیاکان ما چه رفتار و باورهایی داشته اند و نسبت به هم و زمانه چه گونه برخورد می کردند.
اینک با نگاهی به این گنج کهن که فردوسی بزرگوار با رنجی سخت بر ما ارمغان نموده است دیدگاه نیاکانمان را پیرامون زن و نگاه آنان را به جنسی که نیمی از مردم را می سازد پژوهش و گزارش می نماییم.


+ نوشته شده توسط ربابه مزيدي در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:13 |